پروانه ای در دایره روشنایی | فراتاب
کد خبر: 3463
تاریخ انتشار: 14 مرداد 1395 - 09:04
یادداشتی به مناسبت سومین سالگرد درگذشت شاعر بزرگ شیرکو بی‌کَس
شیرکو بی کس رامی توان ملی ترین شاعر کُرد دانست، چرا که با چشم اندازی وسیع وافق دیدی گسترده به تمام جوانب فرهنگی وتاریخی کردها در آثارش نظر داشته و شعرهایش تمام عناصر فرهنگی و اجتماعی وتاریخی کردها را درآغوش گرفته است.

فراتاب ـ گروه فرهنگی/ مختار شكري پور : شیرکو بی‌کَس را در یک کلام می‌توان پیشانی شعر معاصر کُردی تلقی کرد، چرا که هم از جریان سازان تاثیرگذار شعر کُردی است و هم آثار بسیار خلاقه ای از او منتشر شده که ورد زبان کُردها شده است . وی سال ۱۹۴۰ میلادی در شهر سلیمانیه عراق به دنیا آمد. پدرش فایق بی‌کس از شاعران مشهور روزگار خود بود. فضای سیاسی حاکم بر عراق زمان صدام باعث شد که این شاعرجلای وطن کند و از سال ۱۹۸۷ تا ۱۹۹۲ در سوئد زندگی می‌کرد، اما با خارج شدن حکومت صدام ازکردستان عراق؛ شیرکو به میهن بازگشت و در شهر سلیمانیه مقیم شد و نشریه و انتشاراتی به نام «سه رده م» را راه انداخت. زندگی پربارش این شاعربزرگ، در ماه اوت ۲۰۱۳ در بیمارستانی درسوئد پایان یافت و پیکرش بنا به وصیت خودش در پارکی درسلیمانیه به خاک سپرده شد.


 
شیرکو در سال 1968 اولین مجموعه شعرش را با عنوان "مهتاب شعر" منتشرکرد و از آن زمان تا کنون چندین مجموعه شعر، دو نمایشنامه منظوم و ترجمه "پیرمرد و دریا "نوشته "ارنست همینگوی" و "عروسی خون "اثر"لورکا" به زبان کردی از او به چاپ رسیده است. ديگر دفترهای شعر این شاعر می‌‌توان از دو سرو کوهی، عقاب، رود، سپیده دم، آفات، کرکس، عطشم را شعله فرو می‌‌نشاند، دره پروانه‌ها، صلیب مار و روز شمار یک شاعر، سایه ‌و آزادی این واژه بی‌آبرو نام برد که به زبان‌های فرانسوی، ایتالیایی، سوئدی، عربی و غیره ترجمه و چاپ شده اند.
شیرکو بی‌کس در سال ۸۸-۱۹۸۷ میلادی از دست «انگوار کارلسن» نخست وزیر سوئد جایزه جهانی «توخولسکی» مدال افتخار در ادبیات را دریافت کرد و در فلورانس ایتالیا نیز، بزرگترین انجمن مدنی به او لقب «همشهری» داد.

شیرکو بی‌کس در سال ۸۸-۱۹۸۷ میلادی از دست «انگوار کارلسن» نخست وزیر سوئد جایزه جهانی «توخولسکی» مدال افتخار در ادبیات را دریافت کرد و در فلورانس ایتالیا نیز، بزرگترین انجمن مدنی به او لقب «همشهری» داد.شیرکو بی‌کس بی‌شک در کنار شاعران بزرگی مانند: لورکا، محمود درویش، نرودا، ریتسوس، ، شاملو، آدونیس ، جبران خلیل جبران و نزار قبانی می ایستد. وطن،‌ زن، آوارگی، جنگ، طبیعت و عشق مضامین عمده شعرهای او هستند. او پایه گذار" شعر- رمان" در شعر کردی است. منظومه بلند "دره پروانه" و "صلیب، مار و خاطرات شاعر" از کتاب‌های او هستند. در سال های اخیر هم مجموعه‌ای سترگ از شعرهای او توسط سیدعلی صالحی با عنوان "سلیمانیه و سپیده دم جهان" به فارسی بازسرایی شد وتوسط نشر نگاه چاپ شد .
شیرکو بی کس رامی توان ملی ترین شاعر کُرد دانست چرا که با چشم اندازی وسیع و افق دیدی گسترده به تمام جوانب فرهنگی و تاریخی کردها در آثارش نظرداشته و و اقف به مسائل گوناگون کُردها از گذشته بسیار دور تا کنون است و این مهم به شدت در شعرش ساری و جاری و برجسته است، چرا که شعرهایش تمام عناصر فرهنگی و اجتماعی وتاریخی کردها را درآغوش گرفته است. جالب آنجاست که شیرکو این نقش فرهنگی و انسانی عظیم را در دامن شعر ایفا کرده است. اینکه شیرکو در شعرهایش با تکیه بر ابزارهای شعری خلاقانه خود به فراسوی اتفاقات روزمره رفته و با این وجود پاهای رفته درکفش های شعر را از زمین برنمی دارد. وی با پرداخت های به شدت خیالی و شاعرانه ناب، ضمن نظر داشتن به ماهیت واقعی زندگی، روابط و قواعد و مناسبات معمول زندگی را درهم می ریزد و همه کنش ها و واکنش هایش شکل و جوهری شاعرانه پیدا می کند. حتی زمان مرسوم را نیز به هم می ریزد و پا به زمان و موقعیتی خیالی و شاعرانه می گذارد، اما هیچوقت رگ های مرتبط با واقعیت را از هم نمی گسلد. با این حال، او جهانی سیّال می آفریند که درآن با باده دیدار می کند، کنارخواب بید مجنونی می ایستد اما سرش تکه ابری سرگردان درآسمان رویاهایش می شود.

شیرکو بی کس رامی توان ملی ترین شاعر کُرد دانست، چرا که با چشم اندازی وسیع وافق دیدی گسترده به تمام جوانب فرهنگی وتاریخی کردها در آثارش نظر داشته و شعرهایش تمام عناصر فرهنگی و اجتماعی وتاریخی کردها را درآغوش گرفته است.واژه های شعرشیرکو رنگ و بوی خاصی دارند و دربردارنده احساسات لطیف انسانی وناب شاعرانه ای هستند که با ابزارهای شعری بیان می شوند.
شخصیت بخشی به اشیاء، عناصر طبیعت و تمام پدیده های زندگی و پیرامونش ازجمله کارهای برجسته ای است که این شاعر درشعرش به آن پرداخته است و دراین مسیر به شدت پخته و شسته رفته عمل کرده است به طوری که اگر سرآمدترین اش نپنداریم بی گمان از سرآمدانی است که شاید درشعر جهان انگشت شمارند. شعر شیرکو سرشار ازکنش ها و واکنش های شاعرانه است . به عنوان مثال درشبی سرد ، خواب را ازاتاقش به بیرون پرت می کند. الهام وی از طبیعت واستفاده بجا و به شدت شاعرانه از پدیده های طبیعی همچون کوه، دریا، جنگل، رود، شب، روز، خورشید، ماه، آب ،آتش و باد در خلق توصیف ها و تشبیهات و قرینه سازی های شاعرانه یکی ازدیگرکارهای اساسی وی در شعرش است.
ازاین که بگذریم باید به وجه روایی شعر شیرکو اشاره کنم که تا حدی به آن توجه کرده است که برخی از مجموعه هایش، رمان ها و در برخی جاها داستان کوتاه های شعری تلقی می شوند تا جایی که خودش به صورت واضح عنوان "رمان شعر" یا "قصیده شعر" روی آنها گذاشته که ازآن جمله باید به مجموعه های "مار، صلیب و روزشمارشاعر "، "رنگ نامه" و مجموعه "صندلی" اشاره کرد. جالب آنجاست که پرداخت های روایی طولانی و پراز حادثه های شاعرانه وام گرفته از ماهیت زندگی؛ با توسل به فرم و جوهر و تخیل درازدامنی ازمقوله شعر صورت می گیرند.

در پایان باید گفت؛ فریاد وخروش خاصی هم درشعرش موج می زند اما این فریادجنبه ها و ابعادی خشونت آمیز به خود نمی گیرد بلکه بیشتر ناله هایی حق به جانب و مظلومانه و درعین حال معترضانه است که با زبان و بیانی نجیبانه و همدلانه برسر مخاطبان شعرش آوار می کند و آنان را به دردها، اندوه ها و آرزوهای کام نیافته مردمش و دریک کلام انسان رهنمون می کند. دراین میان به گونه ای عمل کرده است که بوی تعصب از شعرش به شامه مخاطب نرسد بلکه او را به دنیای ذهنی خودش، که آیینه ای اززندگی مردمش بود ، می کشاند و همذات پنداری او را سبب می شود. در واقع شیرکو به کُرد وکُردستان تعلق دارد و با عصبیت ناآگاهانه به مسائل کردها و زیست تاریخی وکنونی آنها نمی نگريست.

نظرات
آخرین اخبار