دوستی با غول نجیب و سخنور | فراتاب
کد خبر: 3306
تاریخ انتشار: 9 مرداد 1395 - 21:10
درباره «The BFG» رویای کودکانه جدید استیون اسپیلبرگ

به گزارش فراتاب، رویاسازی و جذب بینندگان از طریق بازیابی و احیای آنچه همیشه در ذهن داشته و از کودکی به آن می اندیشیده اند، از سلاح های اصلی استیون اسپیلبرگ برای خلق جذابیت و جلب توده ها طی بیش از ۴۵ سال فیلمسازی او بوده است. آن دسته از فیلم های وی که کم و بیش در ژانر کودک می گنجیده اند و پاسخگویی او به «کودک درون» خودش و سایرین بوده است، شامل «ای.تی» (۱۹۸۲)، «هوک» (۱۹۹۱)، «ماجراهای تن تن» (۲۰۱۱)، و در نهایت «The BFG» می شوند که این آخری جدیدترین کار اوست و به تازگی اکران شده و وی را یکبار دیگر با قصه های بچه ها و نوجوانان پیوند می زند و اشک شوق یا حسرت روزهای از دست رفته را بر دیده ها و دل شان می نشاند. این در صورتی است که ما برخی فیلم های دیگر اسپیلبرگ مانند چهارگانه ایندیانا جونز را که سراسر زد و خورد و حادثه و اکشن تماشایی است، ویژه مخاطبان نوجوان و خوراک درجه اول کودکان ندانیم و به صرف اکشن بودن آن را به طبقه میانسالان و بزرگان نسبت بدهیم و «امپراتوری خورشید» را هم که در سال ۱۹۸۶ به نمایش درآمد به رغم متمرکز بودن بر کاراکتر یک نوجوان ۱۲ ساله از ژانر سینمای کودک دور بدانیم و بیشتر به سمت ژانر سینمای جنگ سوق بدهیم که البته غیر از این نیز نیست. در همه حال اسپیلبرگ کوشیده است در دنیای بزرگسالانه خود نیز از رویاهای کودکی غافل نماند و همواره به شکلی آنها را بر پرده سینما متجلی سازد و به همین سبب قهرمانان بسیاری از داستان های سینمایی بزرگسالانه و جدی او کودکانی در قالب های بدنی بزرگسالان و مردانی هستند که آرزوهایی کودکانه دارند و می خواهند انسان باشند و برای ارتقای وضعیت کودکان تلاش می کنند و این یک حقیقت مسلم است که قهرمان و کاراکتر اصلی فیلم «اسب جنگی» اسپیلبرگ محصول ۲۰۱۱ هر چند به سن و ظاهر کودک نیست اما کارها و امیالش در خوردن غصه اسبی که از او به طور موقت ستانده و در میدان دود و آتش و جنگ کار آزموده می شود، بی شباهت به تلاش کودکان راز نگه دار فیلم «ای.تی» نیست که می کوشند مخلوق کریه فضایی پناه برده به آنها را از شر ماموران امنیتی که می خواهند دل و روده این مخلوق را به قصد کشف های پزشکی و مطالعات فرازمینی خود بشکافند، رهایی بخشند.
همکاری با «بازیگر ناگهان محبوب شده»
«The BFG» فیلم جدید استیون اسپیلبرگ با چنان خط مشی ها و برخوردهایی به جای ساده و کوچک کردن مسایل، آنها را دراماتیک و بزرگ می کند و این عیناً همان کاری است که کاراکتر اول غول وار این فیلم انجام می دهد. « BFG» مخفف عبارت «غول بزرگ دوست وار» است و ایفای رل این غول با مارک ریلنس هنرپیشه توانای بریتانیایی است که ناگهان تبدیل به بازیگر محبوب اسپیلبرگ شده و پس از بازی در «پل جاسوس ها» که جایزه اسکار نقش دوم مرد سال پیش را به وی بخشید و « BFG»، قرارداد بازی در هر دو فیلم بعدی اسپیلبرگ را هم بسته است. کاراکتر BFG با بازی ریلنس به جمع آوری و ذخیره سازی رویاها اشتغال دارد و آنها را در تعداد زیادی بطری در غار محل اسکان خود نگهداری می کند.
بازگشت به دنیای «ای.تی»
در فیلمی که اسپیلبرگ را به چارچوب رویاهای کودکانه فلم محبوب و پرفروش سال ۱۹۸۲ او یعنی «ای.تی» بر می گرداند، یکبار دیگر به سناریویی از ملیسا ماتیسون که قصه «ای.تی» را هم نوشته بود، رجوع شده و رُمان مرجع، کار روالد دال افسانه نویس برجسته خردسالان است. همانند «ای.تی» توجه ها به یک کودک (البته در آن فیلم چند خردسال در مرکز توجه قرار داشتند) معطوف شده است که نام او سوفی است و رل وی را «روبی بارنهیل» بازی می کند. وی در طول زندگی کوتاه مدتش که در یک یتیم خانه سپری شده، فقط یک سرگرمی محبوب داشته و آن، خواندن کتاب است. داستان فیلم هم بسیار ساده و سر راست است؛ BFG که یک غول بسیار بلند قامت و لاغر اندام و میانسال با موهای خاکستری و سفید است و بینی و گوش های بزرگش توی ذوق می زند، یک شب پس از دیدن سوفی در مرکز لندن وی را می رباید تا به او در اجرای اهداف و ماموریت های خیرخواهانه اش کمک کند و این می تواند برای هر دو طرف ماجرا بسیار بد باشد.
شانس سوفی
اگر قضیه افشا شود، این مسئله که غول ها واقعاً وجود دارند و افسانه صرف نیستند برای مردم عادی به اثبات می رسد و کودکان نیز آزادی و فراغ خود را از دست می دهند زیرا والدین شان از ترس افتادن آنها به دام غول ها اجازه رفتن به خیابان ها را به آنها نمی دهند و در نهایت باعث مرگ و میر غول ها خواهد شد چرا که انسان ها اسلحه به دست و بدون ترحم به جان غول ها خواهند افتاد. هر چه هست، غول فیلم جدید اسپیلبرگ سوفی را که عینکی است به غار خود که در خفا و دور از نظر مردم قرار دارد، منتقل می کند. شانسی که سوفی می آورد، این است که این غول ذاتاً موجود مهربان و دوست واری است و اهل خوردن انسان ها به عنوان غذای خود نیست و برعکس موجودی نجیب و اهل تعامل و سخنوری است. این در حالی است که سایر غول های آن اطراف انسان ها را می خورند و البته از BFG بزرگ جثه تر هستند.
موجوداتی ساده و احمق
یک قسمت از اتفاقات پرشمار و تکراری در این فیلم، در مورد موجودات ترسناکی است که در اطراف کوهستان ها چرخ می زنند. آنها وجود دخترک را بو می کشند و می گردند تا وی را بیابند و خوراک خود سازند اما BFG همه آنها را بازی می دهد و کاری می کند آنها به سوفی دسترسی نیابند. با این حال اسپیلبرگ تصمیم گرفته است توصیفی را که از هیولاهای تعقیب کننده انسان ها در آن منطقه توسط روالد دال در این قسمت از کتاب رمان او آمده است نادیده بگیرد و این را به تصویر نکشد. به واقع در تصویری که او از این موجودات نشان می دهد، آنها را موجوداتی ساده لوح و احمق می یابیم و بود و نبودشان تاثیر چندانی بر قصه ندارد و بدین خاطر در این صحنه ها نه فقط ترسی در ماجرا وجود ندارد بلکه حس شگفتی نیز در کمترین حد است. در نقطه مقابل سکانس های داخل غار که در آن BFG مثل فیلسوف ها حرف می زند و او را مانند یک دانشمند اواخر قرن نوزدهم نشان می دهد، طولانی به نظر می رسد، بخصوص که به مارک ریلنس اجازه داده شده جملاتش را بسیار آرام و شمرده بیان دارد. حال آنکه هر کمدین دیگری لابد به اسپیلبرگ توصیه می کرد کلمات عجیب و غریب این قسمت ها از فیلم با سرعت ادا شود.
دنیای کوچک و محدود
مارک ریلنس سال ها در صحنه تئاتر بریتانیا مخلوقات ناب و کمیاب کمدی را به تصویر کشیده ولی این بار مجبور به رعایت این چارچوب کلی است که مخلوق ساخت او باید از درون قصه های کودکان بیرون کشیده شده باشد. این شاید خسته کننده باشد زیرا به نظر می رسد در برخی صحنه ها بیشتر به یک کمدی صریح و دور از روشنفکری نیاز باشد.
روبی بارنهیل نیز کاملاً با نقش خود هماهنگ است و صریح و تاثیرگذار حرف می زند اما افکار او از افکار سطح معمولی و نازل قصه فراتر نمی رود و با اینکه کار محوله را انجام می دهد اما این کاراکتر انفجار آمیز از درون قصه سر بر نمی آورد و چیزی در همان سطح است. سکانس آخر هم که در قصر معروف باکینگهام انگلیس شکل می گیرد و طی آن غول مهربان و دخترک می کوشند ریشه غول های قاتل را بخشکانند، بخشی است که فیلم را از دنیای «کوچک» محدودش به رغم «بزرگ» بودن مخلوقات پر کننده آن رهایی نمی بخشد. این را نیز متذکر شویم که « BFG» ابتدا در جشنواره بین المللی اخیر کن فرانسه در بخش خارج از مسابقه اکران شد و عکس العمل های متفاوتی را برانگیخت اما واکنش های اصلی چیزی است که از مردم معمولی در زمان اکران عمومی فیلم مشاهده خواهد شد. پخش جهانی از تیرماه شروع شده است.
مشخصات فیلم
*عنوان: « BFG» («غول بزرگ دوست وار»)
*محصول: کمپانی های والت دیسنی و امبلین
*ژانر: فانتزی اجتماعی
*تهیه کنندگان: فرانک مارشال و سم مرسر
*سناریست: ملیسا ماتیسون براساس رمانی با همین نام از روالد دال
*کارگردان: استیون اسپیلبرگ
*فیلمبردار: یانوش کامینسکی
*تدوینگر: مایکل کان
*موسیقی متن: جان ویلیامز
*طول مدت: ۱۱۵ دقیقه
*بازیگران: مارک ریلنس، روبی بارنهیل، پنه لوپه ویلتون، جرمن کله مان، ربه کا هال، رافی اسپال، بیل هادر و مایکل دیوید آدامت ویت.

منبع: گروه سینمای جهان – وصال روحانی

کلید واژه ها :
نظرات
آخرین اخبار