آینده سوریه؛ مدل لبنانی یا مدل کُردی؟ | فراتاب
کد خبر: 2817
تاریخ انتشار: 17 مرداد 1395 - 13:39
دکتر قدرت احمدیان
مدل لبنانی (دموکراسی انجمنی) برای سوریه مناسب است اما امکانپذیر نیست مدل کُردها عمدتاً منطبق با واقعیات شمال سوریه و نه دیگر مناطق این کشور است

 فراتاب - گروه بین الملل: بحران سوریه همچنان جاری است، همچنان چهره فرد یا گروه پیروز در پایان این بحران در هاله ای از ابهام قرار دارد شاید نیز هیچ پیروزی در پی نداشته باشد، بنا به باور برخی تحلیل ها ممکن هم است در پایان این بحران عمیق و پیچیده، دیگر سوریه ای بر روی نقشه باقی نمانده باشد، اما با این حال همچنان بسیاری از افراد بدنبال پاسخگویی به این سئوال هستند که در فردای پایان بحران سوریه چه نظام و الگوی سیاسی و ساختاری مناسب سوریه جدید و واقعیات آن خواهد بود؟ برای یافتن پاسخ این سئوالات به سراغ دکتر قدرت احمدیان استاد روابط بین الملل دانشگاه رازی کرمانشاه و از پژوهشگران ارشد مسائل خاورمیانه رفته ایم. «دموکراسی انجمنی» الگویی است که احمدیان از آن برای سوریه یاد می کند، دموکراسی انجمنی چیست؟ چه میزان امکان عملیاتی شدن دارد؟ و چه میزان می تواند از بحران موجود و آلام سوری ها بکاهد؟ مشروح این گفت و گوی فراتاب با وی در ادامه خواهد آمد:

  

فراتاب-با توجه به واقعیات سوریه چه راهکار و فرمولی را برای حل بحران سوریه پیشنهاد می کنید؟

احمدیان-سوريه به لحاظ  اجتماعي مانند عراق با توجه به تنوع قومی و مذهبی يك جامعه ي نسبتاً چند پاره است. اگر در عراق شيعه و اهل سنت داريم و در كنار آن كردها، در سوريه هم وضعيت به همين صورت است. مسئله ي ديگر اينكه ما با واقعيتي در سوريه مواجه هستيم و آن اينكه بخشي از سوريه كه در قلمرو كردها است عملا مستقل از حكومت مركزي اداره مي شود كه در گذشته به اين صورت نبود، اما امروزه به شكل خودمختار اداره مي شوند. واقعيت سوم صحنه ي داخلي سوريه به لحاظ ساخت اجتماعي است که تنوع مذهبي زیادی دارد. بهرحال علويان و اهل سنت و کردها در كنار همديگر هستند اگرچه ما در گذشته همانند عراق شاهد رقابت هاي هويتي و منازعه و جنگ با بلوك هاي هويتي در سوريه نبوديم، در حالی که عراق تاريخ جنگ هاي هويتي را با خودش به يدك مي كشد که اوج آن درگيري ميان کردها و دولت مركزي عراق در دوران حكومت بعث بود اما در سوريه چنین تجربیات تاريخي از جنگ و در گيري ميان هويت هاي مختلف نداريم ولي بعد از سال ٢٠١١ به بعد وضعيت در سوريه دگرگون شد و مسئله ي كردها به يك مسئله ي جدي تبديل شد و از طرفی هم می توان جنگ داخلي سوریه را به طور نسبي جنگ ميان علويان (نزدیک به شیعیان) و اهل سنت هم تلقي كنيم چرا كه بخشي از مخالفان بشار اسد مسئله ي جنگ داخلي در سوريه را در قالب های مذهبي و در راستاي دفاع از هویت اهل سنت تعریف كردند بنابراین شاهد منازعه ي مذهبي ميان علويان و اهل سنت هستيم و اوضاع و احوال در سوريه در طي چهار يا پنج سال اخير متفاوت شده است اما به لحاظ تكنيكي شيوه هاي متفاوتي برای اداره ی کشور است مانند دموكراسي انجمني، و يا دولت مركزي مقتدر يكي از ايده هایی است که در كنار سبك هاي حكومت مركزي در آینده ی سوریه مطرح است.

به لحاظ تكنيكي شيوه هاي متفاوتي برای آینده سوریه مطرح است مانند دموكراسي انجمني، و يا دولت مركزي مقتدر.

فكر مي كنم آن حكومت مركزي مقتدر که در گذشته در سوريه وجود داشت ديگر با واقعيت  و مسائل داخلي سوريه همخواني ندارد بنابراین شايد يک توزيع قدرت در ميان بخش هاي قدرت در سوريه راه گشا باشد مانند نمونه ای که در لبنان داريم و اين مسئله می تواند يك راه حل منطقي باشد ولي در حال فكر مي كنم مراجعه به آراي مردم در هر ساختاري براي آينده ي سوريه باید در نظر گرفته شود كه از كانال همه پرسي و رفراندوم در داخل سوريه عبور كند و توجه به نظريات و ديدگاه هاي مردم سوريه مهم است. هر نوع ساختار حكومتي را كه بخواهند براي آينده ي سوريه در نظر بگيرند كه توجه به آراي واقعي مردم سوريه نداشته باشد محكوم به شكست است و نميتواند دوام بياورد .اگر بخواهيم يك ساز و كار منطقي و مشروع و با ثباتي را در سوريه و در آينده داشته باشيم مراجعه به آراي مردم است تا مردم هم بتوانند در يك فضاي كاملا آزاد و رقابتي هم ساختار سياسي مورد نظر خودشان را تعیین كنند و هم نامزدهای انتخاباتی مورد نظر خودشان را در سوريه انتخاب كنند .لذا به نظر من ،كليد حل مسئله ي سوريه مراجعه به همه پرسي و نظر مردم است.

 

فراتاب-همانطور که اشاره کردید، یکی از راهکارهای مطرح، استفاده از الگوی دموکراسی انجمنی (لبنان) برای آینده ی سوریه است در وهله ی نخست بفرمایید دموکراسی انجمنی چه ویژگی های مثبتی دارد؟ 

احمدیان-مهمترین ویژگی دموكراسي انجمني توزيع قدرت براساس ويژگي هاي جمعيتي است و يك نوع تناسب و توزيع قدرت براساس جمعيت در داخل یک کشور را مورد توجه قرار مي دهد و سهم هر يك از بلوك هاي جمعيتي و هويتي جامعه در ساختار سياسي تعريف مي شود. فكر مي كنم يكي از راهكارهاي مهم و موثر آن خروج از آنارشي است که در لبنان هم در دهه ي هشتاد دموكراسي انجمني داشتيم که براي خروج از بحران و آنارشي در لبنان راهگشا بود. در عراق هم تقريباً دموكراسي انجمني داريم، رياست جمهوري را کردها، نخست وزيری را شيعه ها و ریاست پارلمان را سنی ها از آن خود کرده اند. اين وضعيت هم در سوريه وجود دارد. البته در انتخابات افغانستان هم به تناسب جايگاه سياسي، قدرت را تقسيم كردند كه رئيس اجرايي دولت را به آقاي عبدالله عبدالله واگذار کردند. بنابراين يكي از راه حل ها براي خروج از بن بست سياسي و جلوگيري از آنارشي در كشورهاي فروپاشيده و ورشکسته مدل دموكراسي انجمني است. چراکه منطبق بر واقعیت های اجتماعي است و مي تواند راهگشا باشد.

 

فراتاب -در ادامه پرسش فوق بفرمایید مشکلات و ویژگی های منفی دموکراسی انجمنی چیست؟

احمدیان- به طور طبيعي ويژگي منفي اين ساختار حكومتي مي توانيم به دو نكته اشاره كنيم. نكته ي اول حدود بسيار زيادي فرايند تصميم گيري را در چنين ساختاري شكننده مي كند يعني اين واقعيتي است كه در دموكراسي انجمني به دليل اينكه قدرت به تناسب توزيع شده است هر بلوك جمعيتي و هويتي خواهان حفظ سهم قدرت خود است و از جايگاه سياسي خود از ساختار سیاسی و منافعش مراقبت مي كند و تا حدود بسيار زيادي بي اعتمادي و سؤظن در اينگونه كشورها زياد است در لبنان هم همين مسئله را شاهد هستيم بنابراين يكي از ويژگي های منفي آن تزلزل در تصميم گيري به دليل سؤظن و فقدان اعتماد ميان بلوك هاي هويتي و جمعيتي است.

نكته ي دوم چنين ساختاري مي تواند پتانسيل يا ظرفيتي براي تجزيه باشد و در حقيقت در بلند مدت بلوك هاي جمعيتي ممكن است نتوانند به سازگاری و توافق با هم ادامه دهند تا برمبناي سهمي كه دارند با هم همكاري بكنند ممکن است از سهم و جايگاه خود در قدرت ناراضي باشند در نتیجه چون نسبت به هم سؤظن دارند لذا ممكن است اين دموكراسي فرو بپاشد و در حقيقت مسير را براي تجزيه فراهم كند و مي تواند سر منشأ آشفتگي، ناامني،جنگ و باعث بي ثباتي شود بنابراین نكته ي منفی اول تزلزل در تصميم گيري و نكته ي منفی دوم مي تواند تبديل به تجزيه و به واسطه ي همين مسئله باعث جنگ و درگيري و بحران شود.

 نكته ي منفی اول دموکراسی انجمنی تزلزل در تصميم گيري است و نكته ي منفی دوم پتانسیل زمینه سازی برای تجزيه کشور است که همین مسائل می تواند باعث بروز بحران و جنگ دیگری در آینده شود

 فراتاب-تا چه میزان مدل دموکراسی انجمنی در سوریه که شامل هویت های مختلف از جمله اعراب سنی، علویان، کردها و مسیحیان ارمنی قابلیت اجرایی و امکان موفقیت دارد؟

احمدیان- با توجه به وضعیت داخلی سوریه که جنگ داخلی بسیار تشدید شده است و صنعت، تمدن، تاريخ  و آموزش و ميراث فرهنگي سوريه به طور كامل از بين رفته است و در كنار آن هم فجايع انساني رخ داده كه به دنبال آن چند صد هزار نفر كشته شدند و چندین ميليون نفر آواره شده اند. با توجه به اين مسائل من فكر مي كنم هر راه حلي كه منجر به حذف داعش در سوريه شود و منجر به پايان دادن اين جنگ شود بسیار حائز اهمیت است. هر راه حلي كه منجر به ثبات شود بهتر از وضعیت فعلي در سوریه است. بايد از هر راه حل سياسي که منطبق بر مسائل داخلي و اجتماعي سوريه باشد كه منجر به ثبات ساختار سياسي سوريه شود استقبال کرد. لذا مقوله ي دموكراسي انجمني يا دموكراسي بر مبناي تناسب جمعيتي كه يكي از راهكارها است بهتر از وضعيت فعلی سوريه است. اما در عین حال یک پرسش اصلی دیگر اين است كه آيا امكان استقرار يك دولت مركزي مقتدري كه بر همه ي سوريه نظارت و كنترل كامل داشته باشد و حاكميت ملي را بر تمام سوريه اعمال كند و به لحاظ حقوقي صلاحيت سرزميني و مسئوليت تمام بخش ها و جغرافياي سوريه را داشته باشد امكان شكل گيري چنين حكوميتي وجود دارد؟به لحاظ موقعيت ها موجود در سوريه، شكل گيري چنين وضعيتي دشوار است اگرچه بنده به شدت معتقد به حكومت هاي متمركز و داراي صلاحيت و حاكميت ملي هستم و معتقدم اين حكومت ها پايداري بيشتري را در بلند مدت براي ثبات و امنيت دارند اما با وضعيتي كه در سوريه داريم فكر مي كنم شايد دموكراسي انجمني و پذيرش آن توسط بخش هاي مختلف يك راهكار باشد اگرچه پذيرش ساختار دموكراسي انجمني در داخل سوريه محل بحث است كه آيا به عنوان مثال كردها و يا علويان و سني ها مي پذيرند و يك مسئله ي بسيار مهمي كه در اینجا مطرح است اين است كه آيا كردها و اهل سنت توافق باهم دارند؟ در حالی که اهل سنت يك نماينده ي واحدي ندارند چه جريان يا گروهي مي خواهد دموكراسي انجمني را نمايندگي كند؟ بنابراين اگرچه استقرار يك حكومت مركزي داراي حاكميت مناسب است اما به دليل واقعيت هايي كه در داخل سوريه داريم عملي نيست. اما از طرفي ديگر هم با ابهامات و پيچيدگي هاي زيادي مواجه است به دليل مسئله ي هويتي در سوريه و درون خود اين هويت ها ممكن است اجماع نظر وجود نداشته باشد و مشخص نيست كدام گروه نماينده ي كدام بخش را برعهده خواهد داشت به ويژه اگر به طور مثال رياست جمهوري را به اهل سنت بدهند معلوم نيست به كدام گروه از اهل سنت مي دهند. آيا به اخواني ها يا جريان سكولار، به جريان هاي سلفي و تندرو كه اين ها هم بخشي از واقعيت هاي سوريه هستند.

 

فراتاب-به نظر شما،مدل کردها دال بر کانتونیزه کردن،چه میزان شباهت با مدل دموکراسی انجمنی دارد؟

احمدیان- آن چيزي كه كردها تحت عنوان کانتون و یا خودمدیریتی دموکراتیک مطرح كردند بیشتر با واقعيت هاي ژئوپوليتيكي و يا واقعيت هاي منطقه اي کردستان سوریه منطبق است و با توجه به سازماندهي و يا ساختار حكومتي در منطقه ي كردستان مطرح كرده اند. بايد توجه كنيم كه بين بخش هايي از كردستان جمعيت عرب زندگي مي كند و كردها پراكندگي جمعيتي دارند که اين مسئله زمينه ای را براي ايجاد كانتون هاي جديد در داخل سوريه فراهم می کند که تا حدودي منطبق بر خواست و آرزويي است كه خود كردها دارند چون به لحاظ جغرافيايي پراكندگي دارند اين پيشنهاد مي تواند يك راهكار باشد و آنها را متحد و يكپارچه نگه دارد اما اينكه چنين ساز و كاري را در سوريه انجام دهند با واقعيت هاي موجود هماهنگ نيست و مورد پذيرش ساير گروه ها و هويت ها نخواهد بود چون اين مسئله پذيرش درون هويتي هم است و مثلث شيعه اهل سنت و کرد داريم بايد در درون هركدام تكثر را بپذيريم يعني تكثر در تكثر. اين مسئله فضا را پيچيده تر مي كند لذا چنين الگويي ساختاري است كه خود كردها در سوريه دارند.                     

 

گفت و گو از ریحانه تهامی

بازنشر مطلب با ذکر منبع «فراتاب» بلامانع است

نظرات
آخرین اخبار