گورستان گلها؛ گزیده‌ای از شعرهای لطیف هلمت | فراتاب
کد خبر: 2607
تاریخ انتشار: 12 تیر 1395 - 20:20
توسط نشر ثالث روانه بازار کتاب شد;
گزیده‌ای از شعرهای لطیف هلمت، شاعر، نویسنده، مترجم و روزنامه‌نگار کرد عراقی با عنوان "گورستان گل‌ها" با ترجمه مختار شکری‌پور منتشر شد.

فراتاب - گروه فرهنگی: به گزارش فراتاب و به نقل از مترجم کتاب گورستا گلها، این کتاب که در نشر ثالث منتشر شده، دربردارنده ترجمه 108 شعر از لطیف هلمت، مقدمه مفصل مترجم با نگاهی به زندگی، آثار، جایگاه و ویژگی‌های شعر این شاعر سرشناس کرد و همچنین بیوگرافی او از زبان‌خودش است. 

مختار شکری‌پور در معرفی لطیف هلمت نوشته است: لطیف هلمت متولد 1947 میلادی و زاده شهر "کفری" از توابع استان کرکوک کردستان عراق است. او درخانواده‌ای اهل آیین و تصوف و شعر و ادب متولد شد و پدرش یکی از مشایخ بسیار مطرح طریقت قادریه بود و به خاطرآشنایی کافی‌اش با زبان و ادبیات فارسی، همواره شعرهای حافظ، سعدی، مولانا، عطار، بیدل و بایزید بسطامی را برای فرزندانش به زبان کردی ترجمه می‌کرد و می‌خواند. لطیف هلمت نخستین مجموعه شعرش را با عنوان "خدا و شهر کوچک ما " در سال 1970 منتشر کرد و چالشی در شعر کردی و میان شاعران کرد پدید آورد. وی به همراه شاعرانی چون "فرهاد شاکلی" و "احمد شاکلی" از بنیانگذاران نحله ادبی "کفری" کرکوک بود که نقش بسیار تعیین‌کننده‌ای در سیر و دگردیسی تاریخی شعر کردی با تاثیرگرفتن از شعر نو جهان و عرب داشت.

 دیوان بزرگ "لطیف هلمت" دربردارنده 1428 صفحه شعر ناب و متفاوت و متنوع و برخوردار از فرم‌ها و تجربه‌ها و آزمون‌های شعری است و مشتمل بر بیش از 20 دفتر شعر است که به قول خود شاعر، صرفا ورق سیاه کردن در کار نیست. آخرین دفتر شعر هلمت با عنوان "شعر و ضدشعر یا بازی کهنه و نو" نیز در 170 صفحه به تازگی منتشر شده است که دربردارنده آخرین تجربه‌های شعری این شاعر مطرح کرد است. از دیگر دفتر شعرهای وی می‌توان به: آماده‌ تولدی دیگر، توفان سفید، گیسوان آن دختر سیاه چادر ییلاق و قشلاق من است، واژه زیبا گل است، نامه‌هایی که مادرم نخواند، این رودخانه خشک نمی‌شود و کشمکش همشهریان الکترونی لطیف هلمت اشاره کرد. هلمت جدا از شعر، داستان و نمایشنامه هم می‌نویسد و تاکنون بیش از 20 اثر در این زمینه‌ها از او منتشر شده است. چهار کتاب در زمینه نقد ادبی، کتابی درباره صوفی‌گری و کتابی درباره دادائیسم و سوررئالیسم نگاشته است. به تازگی یک رمان هم از او با عنوان "همسران اجنّه شیخ محمود" منتشر شده که توسط فریاد شیری و همچنین سارا قبادی به فارسی ترجمه شده که دربردارنده نگاه متفاوت و همچنین تجربه‌های تازه بی‌نظیری در رمان‌نویسی است. شعرهای لطیف هلمت تاکنون به زبان‌های فارسی، عربی، انگلیسی، سوئدی، هلندی، آلمانی و فرانسوی ترجمه شده است.

 

مترجم کتاب "گورستان گل‌ها " درباره شعر این شاعر  می‌گوید: شعر هلمت، شعری ساختارمند با تنوع خلّاقانه در فرم و مضمون و تصویرپردازی‌های بکر و دامنه وسیع و آستانه بالای تخیل است. او با هوشمندی خاصی، نوعی نگاه فلسفی متفاوتِ آمیخته با چاشنی طنز به پیرامون دارد و امور روزمره را با پرسش‌ها و دیدگاهی فلسفی منتقدانه و معترضانه و تأمل‌برانگیز و تأویل‌ها و تعبیرهای شاعرانه خاص خودش از موضوعات متنوع به چالش‌ می‌کِشد.

او می‌افزاید: زبان شعر هلمت در عین بی‌آلایشی و تصنع گزاف و بی‌مایه، از نوعی قدرتمندی و استحکام فارغ از فخامت فضل‌فروشانه و مصنوعی برخوردار است و شعر او را می‌توان رنگین‌کمانی از نقطه‌نظرات و تفکرات مختلف با وجود تناقض‌هایی که به ندرت در شعرش دیده می‌شود دانست. تجلی فرهنگ و هویت کُردی هم  به‌رغم نگاه جهان‌شمول و انسان‌مدارانه و جسارت‌آمیزش در آثارش مشهود است. او سوابق مبارزاتی زیادی هم علیه حکومت صدام و حزب بعث داشته و در کل امورسیاسی و سیاستمداران را در شعرهایش به چالش می‌کشد.

مختار شکری‌پور همچنین در حال ساخت فیلمی مستند از زندگی و شعر لطیف هلمت است و در دو سفری که این شاعر در سال‌های اخیر به ایران داشته او را همراهی کرده وگفت‌وگوهایی نیز در راستای ساخت این مستند با او انجام داده است.

 این مترجم تاکنون آثار متعددی از شاعران کرد را در نشریات مختلف منتشر کرده است. او علاوه بر این مجموعه شعر، گزیده‌ای از شعرهای شیرکو بی‌کس، از دیگر شاعران معروف کرد را بهمن سال گذشته در نشر نگاه منتشر کرده و گزیده‌ای از شاعران معاصر کرد را هم آماده انتشار دارد. وی می‌گوید در زمینه ترجمه از فارسی به کردی نیز گزیده‌ای از شعرهای 60 شاعر معاصر ایرانی را زیر چاپ دارد.

 سه شعر از کتاب "گورستان گل‌ها":

"گورستان گل‌ها"

خدایا

این همه‌گل از کجا می‌آیند

خدایا

این همه گل به کجا می‌روند

خدایا

این همه گل در کجا می‌میرند

به گمانم

گورستا گل ها خیلی خوشبو است!

*

"خواب زنده"

در خواب به هیات گُلی درآمدم

که دختری آن را کَند

شکست

قطع کرد و

لای دفترش خشک کرد

آه چه خوب شد!

آه چه خوب شد!

که گلوله‌ای نشدم

تا در جنگ برادرکشی

جامه زنی را با من سیاه کنند!

*

"پرسش های امروزین 3"

 

رؤیاهای هلاک‌شده جوانی‌ام را پس بِدِه

من هم

همه دختران سنگدل و

گل‌های زنگ‌زده و

ستاره‌های کور را

به تو پس می‌دهم

ای تبعیدگاهی

که اسم سرزمین بر خود گذاشته‌ای!

 

منبع:ايسنا

 

 

 

نظرات
آخرین اخبار