قزاقستان مقصد جدید رادیکالیست های اسلامگرا | فراتاب
کد خبر: 2488
تاریخ انتشار: 5 تیر 1395 - 12:35
عارف بیژن
هدف اولیه ارتش آزادیبخش قزاقستان ساقط کردن حکومت نظربایف است اما آنها می خواهند بدنبال آن حکومتی اسلامگرا را جایگزین دولت سکولار فعلی کنند

فراتاب گروه بین الملل: تیراندازی جمعی 5 ژوئن در استان آق‌تَپه در قزاقستان، خطوط شکافی در حال ظهور را در قلب اوراسیا برجسته می سازد. یکی از خشونت آمیز ترین حوادث در تاریخ این کشور، درگیری بین مهاجمان مسلح و نیروهای امنیتی بوده است که 19 کشته در برداشت (13 مهاجم – 3نظامی و 3 غیر نظامی). گروهی از مهاجمین که بر اساس اطلاعات پلیس، 17 نفر بودند به مغازه سلاح فروشی «پالادا» و سپس به مغازه سلاح فروشی دیگری با نام «پانترا» و واحد نظامی شماره 6655 گارد ملی وزارت کشور جمهوری قزاقستان حمله کردند. با توجه به نوشته رسانه های محلی قزاقستان، پس از این حمله مسلحانه فعالیت همه مغازه‏های ســـلاح فروشی در این کشـور قطع و مغازه‏هــای ســلاح در «آستانه»، «آلماتی» و «آقتای» تحت نظارت پلیس قرار گرفتند.

آکتائو یکی از شهرهای صنعتی واقع در 100 کیلومتری مرز قزاقستان با روسیه قرار دارد. رویدادهایی که در 5 ژوئن در شهر «آکتوبه» اتفاق افتاد بی‌سابقه نیست. در 7 می سال 2011 «رحیم جان مخت اف» یک ساکن 25 ساله این شهر خود را در مقابل ساختمان کمیته امنیت ملی قزاقستان منفجر کرد، که در نتیجه خودش کشته و 3 شهروند قزاق دیگر زخمی شدند. «ارلان کارین» رئیس مرکز تحقیقات استراتژیک قزاقستان در این رابطه بیان کرد در آن هنگام، دولت این اقدام را به عنوان «اقدام انتحاری» تلقی کرد اما طیف گسترده‌ای از مردم قزاقستان از این اتفاق باخبر نشدند. اما اتفاقات 5 ژوئن بر اساس تعداد قربانیان و مقیاس، بیشتر به اتفاقاتی که در شهر «تاراز» در جنوب قزاقستان اتفاق افتادند، شبیه‌ هستند.

این حادثه از یک روایتی گیج کننده و مبهم از دولت قزاقستان دنبال شد که؛ اولا، به رویارویی و مواجهه ی افراطیون اسلام گرا، پس از آن، به یک کودتای هماهنگ شده توسط پرسنل امنیتی و در نهایت، به یک انقلاب رنگی طراحی شده توسط قدرت های خارجی نسبت داده شده بود. لیکن انگیزه ی پشت این حمله هنوز نامشخص است. این روایت، یک الگویی را دنبال می کند که توسط دولت های آسیای مرکزی تصویب و اتخاذ شده است که اغلب به نا آرامی ها این گونه واکنش نشان می دهد که تقصیر را به گردن بازیگران خارجی می اندازند. در انجام این اقدام، دولت ها به نادیده گرفتن نارضایتی های اجتماعی، اقتصادی، و سیاسی داخلی مردم تمایل دارند. در حالی که حمله ی آق‌تَپه دفع شد، لیکن این حمله، کانون توجه و اهمیتی را در جامعه ی تاکنون باثبات قزاقزستان (قزاقستان با ثبات ترین جمهوری آسیای مرکزی و قفقاز است) نشان می دهد. با توجه به ارتباط قومی و اقتصادیِ منطقه و همچنین با در نظر گرفتن موقعیت قزاقستان به عنوان پیشقراول ثبات منطقه ای، نا آرامی ها در این منطقه، پتانسیل تشدید تنش در سراسر اوراسیا را دارد.

قزاقستانی‌ هایی که راهی سوریه برای جنگیدن در صفوف داعش میشوند، می توانیم بگوییم که آگاهی اجتماعی ابتدایی آنها و عدم دستورالعمل‌های معین چنین افرادی، نقش بزرگی را در گرایش آنها به سمت تبهکاری ایفاء می‌کند

«نورسلطان نظربایف» رئیس جمهور قزاقستان بعد از این اتفاق اظهار داشت که حملات تروریستی اخیر شهر «آکتائو» واقع در شمال غرب قزاقستان از سوی افراطی‌ها از خارج طرح‌ریزی شده ‌بود و این حملات را ادامه «انقلاب‌های رنگی» عنوان‌کرد که تاکنون در گرجستان، اوکراین و قرقیزستان رخ‌ داده است. اگرچه رئیس جمهور این کشور تلاش کرده است که مردم این کشور را از قومیت گرایی دور کرده و با نزدیکی بیشتر به غرب کشوری مدرن را پایه‏ریزی کند اما همواره یکی از نگرانی‏های جدی کارشناسان، لایه‏های پنهان مشکلات اقتصادی و اجتماعی مردم این کشور بوده است. به خصوص آنکه برخی ها از افراطی گری در این کشور و فعالیت گروه های تندرو نیز در سایه این مشکلات نگران بوده اند. اکنون این نگرانی‏ها شدیدتر شده و درگیری های شهر آکتائو نشان می‏دهد دولت قزاقستان به جز جذب سرمایه گذاری خارجی باید به فکر کنترل افراطی‏گری و نفوذ دستگاه‏های جاسوسی در میان مخالفان دولت مرکزی هم باشد.

 

بهار آسیای مرکزی

در این راستا، «یوگنی ساتانووسکی» رئیس موسسه مطالعات خاورمیانه شناسی روسیه اعتقاد دارد گروه های افراطی با ایجاد درگیری در قزاقستان قصد دارند حوادثی که چند سال قبل در خاورمیانه با اسم «بهار عربی» به وقوع پیوستند، در این منطقه «بهار آسیای مرکزی» را از این کشور شروع کنند. وی گفت: مسئولیت ناآرامی های اخیر قزاقستان را گروهی با نام «ارتش آزادیبخش قزاقستان» به عهده گرفته است، هدف این سازمان که به تازگی اعلام موجودیت کرده است سرنگونی دولت «نظربایف»، اسلامی کردن قزاقستان و قطع عرضه انرژی به چین عنوان کرد. در همه کشورهای آسیای مرکزی گروه هایی مانند سازمان ارتش آزادیبخش قزاقستان، حرکت اسلامی ازبکستان و احزاب نزدیک به القاعده در افغانستان وجود دارند. همه این احزاب تحت کنترل قطر، عربستان سعودی، ترکیه قرار داشته و توسط آمریکا، انگلیس و فرانسه مدیریت می‌شوند.

با این وجود این امر مشهود است که این اقدامات تروریستی در منطقه تحت نفوذ روسیه که به عنوان خارج نزدیک و حیات خلوت این کشور محسوب می شود و به هیچ قیمتی حاضر نیست کشورهای دیگر به خصوص ایالات متحده امریکا در این منطقه نفوذ داشته باشند، سرنگونی رژیم‌های آسیای مرکزی، به ویژه قزاقستان برای روسیه فاجعه بار است. روسیه با قزاقستان دارای مرزهای مشترک زیادی است و بی ثباتی در این کشور بدون شک مشکلات عدیده ای را برای مسکو ایجاد می‌کند و از طرف دیگر آغاز ناآرامی در بزرگترین کشور آسیای مرکزی باعث بروز درگیری‌ها در دیگر کشورهای منطقه خواهد شد. با وجود حضور نظامی روسیه در منطقه خاورمیانه و مبارزه با گروهای تکفیری و تروریستی گسیل شدن این گروه ها بعد از ناکامی در خاورمیانه به سوی منطقه آسیای مرکزی و قفقاز می تواند روسیه را دچار مشکل اساسی کند و کنترل آن به تنهایی سخت باشد و به ناچار برای از بین بردن آنها به کمک همسایه ی خود یعنی جمهوری اسلامی ایران نیاز خواهد داشت. هم چنین بی ثباتی قزاقستان باعث انتقال مهاجران کاری و پناهجویان از این کشور به روسیه است که این امر نیز بر مشکلات آینده مسکو می‌افزاید.

 در قرقیزستان بیش از 17 سازمان تروریستی افراط‌گرا و تعداد زیادی از سازمان‌های مخفی وجود دارند. علاوه بر این، تأثیر مبلغان مختلف که با استفاده از روش‌های گوناگون به قرقیزستان می‌آیند و همچنین تعداد زیاد مساجد و نمازخانه‌ها نگران‌کننده است چون افراط‌گرایان از اعتماد مردم سوءاستفاده می‌کنند

نارضایتی های داخلی

می توان گفت، قزاقزستان اکنون با یک دوره ی مهم در تاریخ این کشور روبه رو می باشد. در 25 سال گذشته، شهروندان این کشور، کسب ثروت و رشد اقتصادی (عمدتاَ ناشی منابع نفتی) را تجربه کرده اند. این امر به رئیس جمهور نورسلطان نظربایف، در جهت اطمینان از تجارتی آرام میان ثبات سیاسی و رفاه اقتصادی را اجازه می داد. با این حال، در سال های اخیر، تعدادی از تظاهرات علیه سیاست های دولت، از جمله اصلاحات ارضی، در سراسر کشور فوران کرده است. این عوامل می تواند سبب از هم پاشیدن شرایط داخلی گردد که کاملا شبیه به بهار عربی (اگر نه به معنای واقعی شرایط منطقه خاورمیانه) است. در درجه ی اول، برای صادرات وابسته به اقتصاد روسیه، کاهش در قیمت کالاهای اساسی جهانی، بزرگترین عامل به وجود آوردنده ی بحران  اقتصادی بود. در این راستا بحران روبل روسیه هم به این وضعیت کمک کرد. بدین ترتیب این کشور در آستانه ی رکود اقتصادی قرار گرفته است. در همین حال، ایجاد راه حلی برای بحران ها، بعید به نظر می رسد. چنان چه به نظر می رسد اصلاحات پیشنهادی هم بسیار سخت خواهد بود، در حالی که زیرساخت پروژه های سرمایه گذاری یک دوره ای طولانی را طی می کنند. در عین حال، آشفتگی های اقتصادی، به طور موثری بر بافت اجتماعی رسوخ می کند. شاید بتوان گفت حملات صورت گرفته در منطقه ی نفت خیز آق‌تپه تصادفی نبوده است که شاهد رشد نارضایتی بر سر سقوط دستمزد های واقعی و کاهش فرصت های شغلی بوده ایم.

نارضایتی های داخلی، در ناآرامی های اجتماعی پویای کشور آشکار می شود. با وجود یک دموکراسی سکولار، دولت قزاقزستان، به تنظیم و تعدیل مذهب به ویژه اسلام، ادامه می دهد. سیر تحول و تکامل اسلام سیاسی، همچون تهدیدی برای ثبات کشور، با ریشه های آن (تهدید) که به دوران پر آشوب اوایل 1990 باز می گردد، دیده می شود. این تهدید، مولدی معکوس را اثبات می کندکه با محدودیت های بحث بر انگیز به احساسات مذهبی مردم صدمه می زند. بدین ترتیب، این روند در افزایش تعداد قزاق ها در جهت پیوستن به دولت اسلامی منعکس شده است. اگر این مبارزان (مبارزان قزاق پیوسته به دولت اسلامی) به کشور خود باز گردند این عواقب می تواند منفجر گردد و دولت نظربایف را با چالش اساسی روبه رو کند که مهار و کنترل آن به مراتب سخت تر از سال های پیش است. بر کسی پنهان نیست که در قزاقستان سلول‌های اسلام‌گرای افراطی فعالیت دارند که اعضای آنها پیروان ایدئولوژی‌های افراطی مختلف هستند و دلایل افراطی‌سازی آنها کم نیست. ریشه افراطی‌سازی بعضی افراد در به حاشیه رانده شدن و دست زدن به جنایت اقشار معین جامعه می‌باشد، بخشی از جوانان از فرآیند کلی خارج می‌شوند و تحت تأثیر ايدئولوژی‌های مختلف قرار می‌گیرد. آنها به طور مستقل برای سؤالات خود به دنبال جواب می‌گردند و سعی دارند کمبود دانستنی‌های خود را با باورهای نادرست پر کنند و تحت تأثیر ايدئولوژی‌های افراطی قرار می‌گیرند.

بر اساس این تحلیل، قزاقستانی‌هایی که راهی سوریه برای جنگیدن در صفوف داعش می‎شوند، می توانیم بگوییم که آگاهی اجتماعی ابتدایی آنها و عدم دستورالعمل‌های معین چنین افرادی، نقش بزرگی را در گرایش آنها به سمت تبهکاری ایفاء می‌کند. اکثر نمایندگان فعال سلول‌های افراطی اسلامی در بین افراط‌گرایان و جنایتکاران قرار دارند که از طرف قانون جنایی مورد پیگرد قانونی قرار می‌گیرند.

 نکته آخر اینکه به طور مشابه، فقدان دموکراسی قابل قبول جامعه قزاقستان و عدم وجود اصلاحات سیاسی به ناآرامی داخلی کمک کرده است. نظربایف که از زمان استقلال این کشور در سال 1991 در قدرت بوده است و عدم وجود یک خط مشی روشنی از جانشینی می تواند به این معنا باشد که کشور در بحرانی از انتقال قدرتی بی ثبات در آینده هم می تواند باشد.

 

خطوط گسل در آسیای مرکزی

مسلما این مسائل شایع، حس نارضایتی را در میان مردم منطقه هم ایجاد می کند. چیزی که نگران کننده است این است که این احساسات، در سراسر آسیای مرکزی اما با شدتی بسیار بالاتر، منعکس می شود. تا کنون، قزاقزستان، با توجه به موقعیت جغرافیایی و اقتصادی از منابع غنی انرژی، یک شبکه ایمنی مناسبی بوده است، اما شکاف هایی در این کشور در حال ظهور هستند. در همین حال، بقیه ی جمهوری های آسیای مرکزی نیز در یک بحرانی عمیق تر هستند، چنان چه اقتصادهای آن ها به طور جدی با کاهش ارزش روبل، تضعیف شده اند. از سوی دیگر، بازگشت کارگان مهاجر به بازار کار داخلی (کشور خود) مجموعه ای از اختلافات اجتماعی را در بر خواهد داشت. همچنین افراط گرایی و یا شبه افراط گرایی های اسلامی در حال ظهور هم از دولت اسلامی و هم از افغانستان، در منطقه رفت و آمد داشته اند. به عنوان مثال این مسئله برای همه واضح است که در قرقیزستان بعد از اتفاقات سال 2010، تعداد بسیار زیادی سلاح و مهمات در دست مردم وجود دارد که به احتمال زیاد این سلاح و مهمات به جنایتکاران فروخته شده و بخش دیگری از آن در دست گروه‌های معینی از سیاستمداران است.

در قرقیزستان بیش از 17 سازمان تروریستی افراط‌گرا و تعداد زیادی از سازمان‌های مخفی وجود دارند. علاوه بر این، تأثیر مبلغان مختلف که با استفاده از روش‌های گوناگون به قرقیزستان می‌آیند و همچنین تعداد زیاد مساجد و نمازخانه‌ها نگران‌کننده است چون افراط‌گرایان از اعتماد مردم سوءاستفاده می‌کنند. هیچکس نمی‌تواند ضمانت بدهد که در قرقیزستان چیزی که الان در قزاقستان اتفاق می‌افتد، صورت نگیرد

به این ترتیب می توان گفت که تحولات قزاقستان بیانگر آن است که اینجا تحولات جدی تری در حال شکل گیری است. اعلام وجود یک گروه ظاهرا افراطی در قزاقستان و با بیانیه‌های عاری از الفاظ اسلامی به خاطر جلب ملی گراها هم برای آسیای مرکزی و هم برای اوراسیا تهدیدات جدی در برخواهد داشت. هم چنین این زمینه به وجود می آید که سازمان های تروریستی و افراطی با تمایلات خشونت آمیز با ریشه های منطقه ای مانند جنبش اسلامی ازبکستان دوباره انرژی بگیرند. اختلافات قومی و مرزی بین کشورهای منطقه نیز وجود دارد که گه گاه تمایل به شعله ور شدن دارند. در نتیجه، رژیم های آسیای مرکزی با تهدیدهای جدی داخلی و خارجی مواجه هستند و بایستی یک سیاست جامع عملی را به منظور شناسایی، کنترل و سپس از بین بردن کامل آن پیش بگیرند، که این امر جزء با مشارکت کشورهای مهم منطقه مانند جمهوری اسلامی ایران و روسیه امکان پذیر نیست.

عارف بیژن کارشناسی ارشد رشته مطالعات منطقه ای گرایش آسیای مرکزی و قفقاز

نظرات
آخرین اخبار