جنگ و آوارگی، خطری برای زنان سوری یا فرصتی برای بیداری؟ | فراتاب
کد خبر: 2433
تاریخ انتشار: 1 تیر 1395 - 11:58
لیلا کریمی
بی شک وقوع بحران در سوریه برای زنان این کشور چونان مصیبتی مملو از ناامنی و خطرات بیشتر بوده است اما در عین حال می توان گفت نوعی جنبش بیداری را در جامعه زنان سوری و بلند کردن صدایشان در جامعه بین المللی را بدنبال داشته است

 فراتاب - گروه بین الملل: پس از قریب به شش سال جنگ داخلی خونباری که آینده بسیاری را ویران ساخت، شهروندان فراوانی را کشت و تعداد زیادی را آواره کرد از قساوت طرف های مختلف درگیر در آن نمی توان انگشت حیرت به دندان نگزید!هر دو گروه رنج غیر قابل تصوری به نام آن چه «مصالح کشور یا امت» می نامند بر سوری ها تحمیل کردند. اما تنها تصوری که به ذهن خطور می کند این است که آنها تنها در جهت رسیدن به منافع خود تلاش می کنند و در این راه حاضر به فدا کردن هر آرمان و فرد و گروهی هستند. 

تلاشی که حاصلی جز چهار میلیون پناهجو در خارج از مرزهای سوریه نداشته و 5/6 میلیون نفر را نیز در داخل کشور بی خانمان کرده است. در این بین زنان و کودکان به عنوان آسیب پذیرترین گروهها، 60 درصد این رقم را به خود اختصاص می دهند. بیش از نیمی از این زنان در اردوگاههای لبنان، ترکیه، عراق، اردن، و مصر ساکن هستند. عده ای دیگر به امید یافتن زندگی بهتر راه پرخطر و سرنوشت نامعلوم اروپا را پیش گرفته اند. راهی که خطرات آن دست کمی از اثرات سوء جنگ ندارد.

 

وضعیت زنان در جامعه سوری پیش از بحران

خانواده در سوریه: مانند دیگر کشورهای عرب در سوریه نیز خانواده های بزرگ کانون اصلی زندگی سوری ها را تشکیل می دهد. هر یک از اعضای خانواده به نوبه خود در جهت رشد و توسعه آن تلاش می کنند. جنسیت نقش مهمی در تصمیم گیری در جوامع عرب دارد. پدر خانواده، به نوعی رهبر خانواده و تصمیم گیر نهایی مسائل ریز و درشت آن است. گرچه انزوای سنتی زنان به شدت گذشته در بخش های مختلف مشاهده نمی شود، اما همچنان برقراری روابط آزادانه تر میان دو جنس محدود است. هر دو گروه در زیرشاخه های مربوط به جنسیت خود طبقه بندی و کار می کنند، اما در خانه زن و مرد تقسیم کار می کنند.

با ظهور طبقه متوسط از زنان تحصیلکرده شهری نقش زن و مرد در زندگی تغییر قابل توجهی یافته است. در پرورش کودکان، ایدئولوژِی و زندگی روزانه این تفاوت ها قابل مشاهده هستند. با این حال زنانی که از مناطق روستایی می آیند نه تنها در مورد مسائلی چون پیشگیری از بارداری، آموزش مسائل جنسی، و وضع حمل در بیمارستان اطلاعی ندارند صرفاً نقش خود را محدود به تولد کودکان و مراقبت از آنان می بینند و با رسیدن به سن یائسگی ماموریت خود را پایان یافته می دانند و بعد از آن دیگر نقش خاص و موثری برای خود قائل نیستند. این زنان بطور متوسط تا ده فرزند به دنیا می آورند و تنها شش کلاس درس می خوانند در حالیکه زنان شهرنشین با داشتن چهار فرزند تا مقطع دبیرستان به تحصیلات خود ادامه می دهند. در هر دو گروه روستایی و شهرنشین به دلیل انسجام گروههای قومی و مذهبی افراد به ازدواج های فامیلی تشویق می شوند.

ازدواج اغلب دارای ابعاد سیاسی و اقتصادی حتی در میان فقراست. هر خانوار بر اساس ارتباط خونی بین مردان آن خانواده شکل می گیرد. سوری ها در حالت ایده آل و به شکلی احساساتی متشکل از سه نسل، پدر و مادر: فرزندان ذکور متاهل، عروس های خانواده، نوه ها، دختران و پسران مجرد، و دیگر بستگان متفرقه خانواده پدری هستند. دختران و زنان بیوه جدا از خانواده زندگی نمی کنند. اهمیت نقش زنان در پیوند با خانواده و خانه داری معنا می یابد. در یک خانواده عرب سوری فرزندان به خواسته های والدین خود احترام می گذارند. سوری ها احترام بسیاری برای خانواده قائل هستند و تقریباً می توان گفت تابعیت پذیری بالایی برای پیروی از تصمیمات خانواده و بخصوص پدر دارند.

 

وضعیت زنان پس از بحران

پس از اینکه مشخص شد کلاف جنگ در سوریه سری دراز دارد بیش از چهار میلیون سوری بالاجبار راه کشورهای همسایه و اروپا را در پیش گرفتند. سفری که خطرات آن کمتر از ماندن در زیر آتش توپخانه نیروهای دولتی، مخالفان و اسلام گرایان افراطی داعش و جبهه النصره نبوده و نیست. سه چهارم پناهجویان زنان و دختران تنهایی هستند که جنگ آنان را بی سرپرست کرده است. زنان بی پناهی که از لحظه آغاز این سفر با خشونت، سوءاستفاده جنسی و حمایت های اندکی روبرو شده اند. در حال حاضر 145 هزار زن سرپرست خانوار در اردوگاه کشورهای اردن، لبنان، ترکیه و مصر و عراق (اقلیم کردستان) زندگی می کنند. برخی دیگر از آنان از خطرناکترین مناطق تحت سلطه داعش و یا دیگر نیروهای رادیکال گریخته اند و بدون پشتوانه مالی بسوی اروپا رهسپار می شوند.

زنانی که درکمپ های کشور همسایه مستقر می شوند با مشکلاتی چون تامین مایحتاج خانواده روبرو هستند. بعضی از این زنان تا قبل از این هرگز در محیط های مردانه فعالیت نداشته اند. اما هنگامی که خود را در کشوری غریب بدون پول می بینند نگاه فرزندان گرسنه خود را تاب نمی آورند. بر خلاف سنت و عادت دیرینه شان مجبور می شوند با تکیه بر توانایی و مهارت های زنانه خود راهی برای کسب درآمد بیابند. زنان زیر نگاه های سنگین مردان در پمپ بنزین مشغول بکار می شوند. عده ای حرفه آرایشگری را در پیش می گیرند و بعضی حتی خانه های مردم را نظافت و یا نقاشی می کنند. و البته پیداست که بسیاری از آنان هم قربانی خشونت ها و تجاوزهای جنسی در همین اردوگاهها از سوی افراد مختلف می شوند افرادی که بعضاً در میان آنان اعضای کمیساریای کمک به پناهجویان سازمان ملل و یا نیروهای نظامی و اداری کشورهای میزبان نیز دیده می شود.

اما آن دسته از زنانی که با دست خالی راه جاده های سخت اروپا را در پیش می گیرند با مشکلات دیگری مواجه می شوند. بسیاری از زنان سوری خاطرات تلخی از برخورد نیروهای امنیتی و قاچاقچیان انسان دارند که در ازای تن فروشی به آنان پیشنهاد کمک می دهند. اردوگاههایی که این پناهجویان در مسیر سفر خود در آنجا ساکن می شوند نیز گوشه ای از تجربیات غم انگیز آنان را شامل می شود. گاهی مجبور شده اند در اردوگاههای مجارستان، کرواسی و یونان در میان صدها پناهجوی مرد شب را به صبح برسانند، از حمام و دستشویی مشترک با آنان استفاده کنند. در مواردی برخی زنان حد الامکان از خوردن و آشامیدن امتناع می کنند تا مجبور نباشند از توالت هایی که امن نیستند استفاده کنند.

زنان باردار در این میان با مشکلاتی مضاعف روبرو هستند، نه تنها باید ترس و ناامنی را به جان بخرند بلکه کمبود غذا و محرومیت از مراقبت های بهداشتی اولیه را نیز تحمل کنند. با رسیدن به کشور مقصد نیز با خطر بازگشت به سوریه مواجه هستند. با توجه به اطلاعات اندکی که در مورد حقوق قانونی خود دارند، برای تامین هزینه خود و خانواده به کارهایی سطح پایین با دستمزد اندک روی می آورند.

 

جهاد النکاح و برده داری جنسی

جهاد النکاح شکلی از زناکاری است که در آن دختر جوانی به گروهی از جهادی هایی که به اذن خداوند و به خاطر شرکت در جنگ از وجود زن بی بهره هستند پیشکش می شود تا هریک چند شبی را با او بگذرانند. آنها زنان را به نام "ازدواج موقت" میان خود تقسیم می کنند. رسانه های دولتی سوریه گزارشات متعددی از این دست ازدواج ها را منتشر کردند، اما منابع مخالفان (اسلام گرا و سکولار) آن را تکذیب کردند. گرچه داستان به محل بحث و ستیز میان دو گروه بدل شد بدون اینکه برنده یا بازنده ای داشته باشد، دختران و زنان بسیاری قربانی جنگ داخلی ای هستند که سوریه در حال تجربه است. و در این بین برده داری جنسی توسط گروههای رادیکال نظیر داعش به امری روزمره تبدیل شده است که زنان مختلف از جمله اقلیت های زبانی و مذهبی را مورد آزار و شکنجه های جنسی بصورت سیستماتیک قرار می گیرند. در برخی موارد هم زنان اسیری که حاضر به تن دادن به تن فروشی نیستند با مجازات های سنگین مواجه می شوند در همین زمینه اخیراً رسانه های اقلیم کردستان خبر داده اند که داعش 19 زن و دختر ایزدی که از جهاد النکاح و دستورات مقامات داعشی خودداری کرده بودند در ملاء عام در قفس آهنین قرار داده و به شیوه سوزانده شدن خلبان اسیر سوری، سوزانده شده اند تا درس عبرتی برای دیگر زنان اسیر شوند!

 

زنان مبارز کُرد سوری

اما بخشی دیگر از زنان جامعه سوریه که عمدتا در مناطق شمالی کردنشین این کشور ساکن هستند راهی دیگر در پیش گرفته اند آنان در چارچوب یگانهای مدافع خلق YPG وابسته به حزب اتحاد دموکراتیک، اسلحه در دست گرفته و در صفوف مقاومت و مبارزه در برابر داعش و دیگر گروههای متخاصم قرار گرفته اند. این حضور موثر بازتاب بسیار گسترده و الهام بخشی در رسانه های منطقه ای و بین المللی داشته است و می توان گفت تصویر روشن تری از توانمندی زنان (کُرد) سوری به جامعه جهانی ارائه کرده است.

 

چشم اندازپیش رو

با اینکه کنفرانس های متعدد صلح میان دولت و مخالفان برای دستیابی به صلح تا به امروز نتیجه ای در بر نداشته است، می توان گفت حداقل برای زنان سوری حامل پیام مهمی بوده است – انقلاب سوریه انقلابی برای زنان این کشوراست- تا قبل از این حوادث صدای آنان در نطفه خفه شده بود و در سکوت زندگی می کردند. اکنون که در بطن حوادث قرار گرفته اند تصمیم دارند خود تعیین کننده سرنوشت خود باشند. از انزوا خارج شده اند، گروههای پشتیبانی تشکیل داده اند. برای زنان ساکن اردوگاههای اطراف کارگاههای آموزش مشاغل دایر کرده اند. با تحصیلات مختلف گردهم آمده و با آموزش های پزشکی به یکدیگر تیم های امداد تشکیل داده اند. زنان تنها و سرپرست خانوار را شناسایی کرده و کمک های انسان دوستانه نهادهای مختلف را میان شان تقسیم می کنند. از کار و ازدواج کودکان در سنین پایین ممانعت کرده و آنان را به شرکت در مدارس صحرایی تشویق می کنند. برای زنان باردار خدمات اولیه بهداشتی فراهم می کنند. زنان سوری دیگر منتظر دست هایی نیستند که از دنیای خارج به سوی آنان دراز شود چرا که اینک نیک می دانند پس از فراز و نشیب های بسیاری که پشت سر نهاده اند، تنها خودشان هستند که به گام نهادن در دنیای مردان باید حامی خود و زنانگی شان باشند.

لیلا کریمی، کارشناس ارشد مطالعات خاورمیانه

نظرات
آخرین اخبار