افغانستان و ایران از بندر چابهار تا سد سلما از تعامل تا تقابل | فراتاب
کد خبر: 2271
تاریخ انتشار: 20 خرداد 1395 - 11:00
چشم انداز مبهم روابط تهران کابل
افتتاح دو پروژه توسعه بند چابهار به عنوان نماد توسعه پایدار و بهره برداری از سد سلما به عنوان نابودی همسایه به قیمت آبادی خانه خویش میتواند نقاط اشتراک و افتراق دو کشور در زمان کنونی باشد.

فراتاب - سرویس بین الملل: افغانستان درطول ماه جاری دو پروژه متفاوت و حیاتی ،برای توسعه اقتصادی آن کشور، را با پول و مشارکت هند کلید زده است که در هردوی آنان نام ایران به چشم می خورد. پروژه اول اتصال آن کشور به آبهای آزاد از طریق خطوط راه آهن و از مسیر بندر چابهار ایران و مستقل از پاکستان است که قرارداد آن توسط وزیران حمل و نقل  و در حضور سران سه کشور، روز دوشنبه سوم خرداد ماه در تهران به امضا رسید. پروژه دیگری که توسط اشرف غنی رئیس جمهور افغانستان و ناراندرا مودی نخست وزیرهند در روز شنبه هفته جاری بطور رسمی افتتاح گردید آغاز بهره برداری از سد سلما و نیروگاه برقابی آن است که بر روی رودخانه هریرود احداث شده است.

آنچه درهردوی این پروژه ها مشترک است حضور هند و سرمایه آن است.که در فرصتی دیگر به دلایل وانگیزه های حضور آن کشور برای مشارکت در این دو پروژه خواهیم پرداخت. اما آنچه این مقاله به آن می پردازد نقش متفاوت این دو پروژه در آینده روابط میان ایران و افغانستان خواهد بود .

 بندر چابهار در استان سیستان بلوچستان و در جنوب شرق ایران با داشتن موقعیتی استراتیژیک در ساحل دریای عمان از لنگرگاهی برخوردار است که قابلیت پهلوگیری کشتی‌های بزرگ را دارست. چابهار علاوه بر موقعیت استراتیژیک، دارای جاذبه‌های فراوان طبیعی است. آب و هوای این منطقه همیشه‌ بهاری و معتدل است و به همین دلیل چابهار (چهاربهار) نامیده می‌شود. با این وجود این منطقه در طول سالهای گذشته تا آنجا از عدم توسعه و کمبود سرمایه گذاری در رنج بوده  که پراکندگی جمعیتی آن به ۴.۸ نفر در هر کیومتر مربع رسیده است. و همین عامل زمینه ساز گسترش فقر و به تبع گسترش ناامنی در شرق کشور گردیده است.این درحالی  است که این منطقه با دسترسی به آبهای آزاد  و داشتن طبیعتی بکر و زیبا قدرت جذب جمعیت توریسم  و تولید ثروت بسیار زیادی را داراست .ایران با توسعه بندر چابهار و استفاده ازفرصتها و درآمدهای ترانزیتی آن از یک سو تبدیل به دروازه  منطقه محصور در خشکی آسیای میانه به آبهای آزاد می شود و از سوی دیگر با کاهش هزینه های سفر به شرق کشور زمینه های توسعه صنعت توریسم در این منطقه را فراهم می آورد

بنابراین ایران با توسعه بندر چابهار و استفاده ازفرصتها و درآمدهای ترانزیتی آن از یک سو تبدیل به دروازه  منطقه محصور در خشکی آسیای میانه به آبهای آزاد می شود و از سوی دیگر با کاهش هزینه های سفر به شرق کشور زمینه های توسعه صنعت توریسم در این منطقه را فراهم می آورد .حرکت در این مسیر موجبات توسعه پایدار منطقه ای که از مدرنترین و بهترین نوع توسعه در جهان است را برای یکی از محرومترین مناطق کشور فراهم می نماید. اوج گیری سرعت توسعه در منطقه چابهاربه سرعت زمینه های کاهش روند ناامنی  و شرارت را در استان سیستان و بلوچستان را فراهمخواهد کرد. امنیت ایجاد شده در بخش شرقی ایران با سرریزی به مناطق همجوار در پاکستان و افغانستان باعث کاهش شرارت در آن بخشها نیز خواهد شد. بنابراین شرایط با ثباط و صلح و پایدار در کل منطقه فراگیر خواهد شد. در نتیجه علاوه بر ایجاد هزاران شغل و کسب میلیاردها دلار درآمد ،هزینه های امنیتی در شرق کشور نیز به شدت کاهش خواهد یافت .

از سوی دیگر توسعه این بندر و ارتباط ریلی آن با افغانستان از یک سو به خود آن کشور کمک می کند که محصولات خود را مستقل از رقیب  منطقه ای  یعنی پاکستان به بازارهای جهانی برساند و از سوی دیگر زمینه ای را فراهم می کند که آن کشور خود  به عنوان مسیری ترانزیتی برای کشورهای محاط در خشکی آسیای میانه و حلقه واسط آنان در دسترسی به مسیر ایران و آبهای آزاد سواحل این کشور نقش بازی نماید . بنابراین بندر چابهار همان قدر که می تواند در تبدیل ایران به بازیگری ترانزیتی در مسیر تجارت از افغانستان و آسیای میانه به بازارهای جهانی و برعکس موثر باشد به همان میزان نیز می تواند فرصتی را فراهم می‌کند تا افغانستان خود به حلقه واسط اتصال کشورهای آسیای میانه به سواحل ایران تبدیل گردد. چرا که در مقایسه با بندر کراچی پاکستان، بندر چابهار به مرکز افغانستان نزدیک‌تر است و تجار و شرکتهای افغان  و آسیای میانه با صرف وقت و هزینۀ کمتر می‌توانند اموال و کالاهای خویش را به مقاصد مورد نظر برسانند درنتیجه، ساخت این بندر و راههای ارتباطی آن با افغانستان برای رهایی کشورهای آسیای میانه و به خصوص افغانستان از وابستگی به راه ترانزیتی پاکستان بسیار حیاتی و کلیدی است و آنها را در مقابل پاکستان در موقعیت برتری قرار خواهد داد.

علاوه منافع اقتصادی ذکر شده برای افغانستان ،با توسعه این مسیر تجاری تمامی مزایایی و منافع امنیتی ذکر شده برای ایران در بخش توسعه پایدارمنطقه در مورد این کشور نیز صادق خواهد بود. بنابراین این قرارداد هرچه بیشتر سبب همگرایی منطقه ای ایران و افغانستان را فراهم خواهد آورد و سبب نزدیکی تهران کابل خواهد شد.گستره منافع ملی و بین المللی قرارداد توسعه بند چابهار آنچنان فراگیر است که امضا آن نه تنها در سه کشور هند،افغانستان و ایران با استقبال گسترده ای رو برو شد بلکه حتی حکومت امریکا نیز به گونۀ از این توافق استقبال نمود. هرچند این اتفاق به مزاج پکن و اسلام آباد نه تنها چندان خوش نیامد بلکه به بسیار نیز تلخ جلوه نمود.در نقطه مقابل این پروژه که هرچه بیشتر سبب همگرایی بین تهران و کابل خواهد شد ،در آغاز هفته جاری پروژه ای دیگر در افغانستان افتتاح گردید که بی تردید در صورت اصرار افغانستان بر مواضع گذشته اش، این موضوع در آینده ای نه چندان دور نه تنها ظرفیت ایجاد واگرایی بلکه به نوعی تقابل دو کشور را نیز داراست.

اما در نقطه مقابل این پروژه که هرچه بیشتر سبب همگرایی بین تهران و کابل خواهد شد ،در آغاز هفته جاری پروژه ای دیگر در افغانستان افتتاح گردید که بی تردید در صورت اصرار افغانستان بر مواضع گذشته اش، این موضوع در آینده ای نه چندان دور نه تنها ظرفیت ایجاد واگرایی بلکه به نوعی تقابل دو کشور را نیز داراست.

بهره برداری از سد سلما در ۱۶۵ کیلومتری غرب هرات و در نزدیکی مرزهای شرقی ایران بر روی رودخانه هریرود ، در شنبه 15 خرداد به دست محمد اشرف غنی رییس جمهوری افغانستان و در مراسمی که نخست وزیر هند نیز در آن شرکت داشت رسما آغاز شد. سد سلما که در افغانستان به پروژه بند سلما معروف است قرار است بیش از ۴۲ مگاوات برق مورد نیاز هرات و ولایات هم‌جوار آن را تأمین و بیش از ۲۰۰ هزار جریب زمین از مسیر هریرود تا مرز ایران در منطقه ذوالفقار آبیاری را آبیاری نماید.

ساخت این سد بزرگ‌ترین برنامۀ زیربنایی تاریخ افغانستان است که سابقه ساخت آن به سال 1347 (1969)، و سفر موسی شفیق صدراعظم حکومت پادشاهی افغانستان به ایران باز میگردد اما کار طراحی و ساخت آن از زمان حکومت سردار محمد داوودخان اولین رییس‌جمهور افغانستان آغاز گردید و ساخت آن تا بیست و پنج درصد نیز در آن زمان پیشرفت، اما وقوع جنگ‌های خونین در این کشور موجب توقف ساخت سد در سال ۱۳۵۷ شد. درجه اهمیت این سد برای مردم و نخبگان افغان تا آنجاست که پس ازسقوط طالبان، دولت افغانستان احداثِ سد سلما را نخستین برنامۀ سازندگی‌اش عنوان کرد

با توجه به آنکه 73% از ورودی سد دوستی از رودخانه هریرود تامین می گردد به موازات آبگیری و پر شدن سد سلما از ورودی به سد دوستی و ذخائر آبی آن کاسته می شود .سد دوستی که توسط ایران و ترکمنستان بطور مشترک احداث گردیده به عنوان مهمترین منبع تامین آب شهر مشهد یک‌صد میلیون متر مکعب یعنی 65 تا 76 درصد از آب آشامیدنی این کلان شهر را تأمین می‌کند.به این ترتیب زنگ خطر برای تأمین آب شهر مشهد به صدا در آمده است.

حال با توجه به آنکه افغانها در مدیریت منابع آبی مشترک از سابقه چندان درخشانی برخوردار نیستند و با عدم تعهد به معاهدات و موافقت نامه های بیت المللی مشترک بین دو کشور در خصوص رودخانه هیرمند ،دریاچه هامون را به خشکی کشاندند و منطقه سیستان را با بحران کم آبی مواجه نمودند اکنون چنانچه بر رویه های پیشین خود در مورد رودخانه هریرود و نحوه مدیریت ذخائر سد سلما و دوستی ، اصرار به ورزند باید به زودی شاهد تنشهای جدی بین افغانستان از یک سو و ایران و ترکمنستان از سوی دیگر باشیم.

اکنون این سوال باقی است که تصمیم گیران کشور چگونه این تضاد را حل خواهند نمود وبا موقعیت برتری که با اتصال ریلی افغانستان در مقابل پاکستان به آن کشور اعطا می کنند چگونه مشکلات آبی شرق کشور را حل خواهند نمود و یا حداقل از ایجاد مشکلات جدید در مشهد خراسان جلوگیری خواهند نمود.

نظرات
آخرین اخبار