آیا اخراج HDP از پارلمان ترکیه‌ پایان کار کردهاست؟ | فراتاب
کد خبر: 2047
تاریخ انتشار: 4 خرداد 1395 - 10:25
اردوغان بدنبال تقویب احزاب کُردی اسلامگرا
آیا شکست تجربه‌ کردها در ترکیه‌، جهان را به‌ انتخاب ناگزیر تکرار ایده‌ جنگ جهانی اول در آناتولی بازخواهد گرداند؟ به‌ مانند زمانی که‌ شکست تجربه‌ نجم الدین اربکان، ترکیه‌ را با انتخاب ناگزیر نئوعثمانی‌ها رودرو کرد.

فراتاب - احمد امانی: زمینه سازی برای اخراج رسمی تعداد قابل توجهی از نمایندگان کردها از پارلمان ترکیه‌ نقطه‌ عطفی مهم در رویدادهای منطقه‌ خواهد بود و رجب طیب اردوغان به‌ درستی از آن به‌ عنوان روزی تاریخی یاد کرد.

تجربه‌ احزاب در ترکیه‌ به‌ ما نشان می دهد که‌ اخراج احزاب و حتی دولت‌های منتخب از منسب‌های قانونی در این کشور گاه امری عادی و معمول به شمار می رود، خود حزب عدالت و توسعه‌ محصول چندین بار تصفیه‌ نیروهای اسلامی از مناسب حکومتی است و اخراج نجم الدین اربکان هم بارزترین بخش از این ماجارست.

با این توصیف به‌ راحتی می توان تصور کرد که‌ در آینده‌ راه‌ بر کردها بسته‌ نخواهد بود و اینبار نوبت دیدگاه‌های متفاوت از صلاح الدین دمیرتاش موجود در حزب دموکراتیک خلق ها خواهد بود تا پا به‌ عرصه‌ سیاست در مناطق کردی ترکیه‌ بگذارند، کسانی همچون احمد ترک و لیلا زانا که‌ از همان ابتدا نقدهای به‌ رویکرد صلاح الدین دمیرتاش داشتند.

دمیرتاش بعد از راه‌ یافتن HDP به‌ پارلمان ترکیه‌، با این رویکرد که‌ خروج از همپیمانی رجب طیب اردوغان موجب پشتیبانی نیروی‌های جمهوری‌خواه‌ و چپ درون ترکیه‌ و اتحادیه‌ اروپا و آمریکا از کردها خواهد شد، تمام قد به‌ مخالفت با اردوغان برخواست و از این رهگذر آتش جنگی خانمانسوز دامن مناطق کردنشین را هم گرفت که‌ هنوز هم به‌ پایان نرسیده‌ است.

اما تجربه‌ سیاسی صلاح الدین دمیرتاش به‌ روشنی نشان داد که‌ متاسفانه‌ هیچ یک از سه‌ عاملی که‌ وی بدان‌ها دل خوش کرده‌ بود، نه‌ تنها به‌ پشتیبانی از کردها نپرداختند که‌ کردها را در بدترین شرایط موجود تنها گذاشتند و انگار مشکل رجب طیب اردوغان تنها مشکل کردهای بخت برگشته‌ در ترکیه‌ است.

برای مثال، حزب جمهوری خواه‌ (دست کم در هنگام تصویب لایحه در کمیسیون) و حرکت ملی نه‌ تنها به‌ لایحه‌ لغو مصونیت نمایندگان رای دادند که‌ حتی از ویران شدن شهرهای کردنشین و عقب افتادگی آن از عمق وجود لذت می برند و بارها به‌ صورتی آشکار اعلام کردند که‌ با خاک یکسان کردن جنوب شرق ترکیه‌ تنها راه‌ حل برون رفت از مشکل کردهای ترکیه‌ است.

اما تجربه‌ سیاسی صلاح الدین دمیرتاش به‌ روشنی نشان داد که‌ متاسفانه‌ هیچ یک از سه‌ عاملی که‌ وی بدان‌ها دل خوش کرده‌ بود، نه‌ تنها به‌ پشتیبانی از کردها نپرداختند که‌ کردها را در بدترین شرایط موجود حال حاضر تنها گذاشتند و انگار مشکل رجب طیب اردوغان تنها مشکل کردهای بخت برگشته‌ در ترکیه‌ است.

از دیگر سو، اتحادیه‌ اروپا به‌ سردمداری خانم مرکل نه‌ تنها هیچ واکنش عملی در سرکوب خونین کردها و اخراج آنها از منسب‌های قانونی نشان نداده‌ است که‌ حتی با بستن پیمان ساماندهی "بحران پناهندگان" چراغ سبزی به‌ ترکیه‌ داد تا مسائل با کردها را به سبک خود حل کند.

و از همه‌ مهمتر، فاکتور مهمی به‌ نام ایالات متحده‌ آمریکا بود، با این رویکرد که‌‌ رجب طیب اردوغان به‌ دلیل مشکلات جهانی که‌ به‌ بار خواهد آورد، آمریکا را ناچار خواهد کرد تا به‌ پشتیبانی از کردها برخیزد، اما این فاکتور هم نه‌ تنها هیچ اقدامی تاکنون انجام نداده‌ است که‌ حتی در دعوت از چند تن از کردهای سوریه‌ به‌ یک نشست ساده‌ هم عاجز وبی دست و پاست.

اما اینبار، بعد از دادگایی شدن و اخراج محتمل نمایندگان کرد از جمله صلاح الدین دمیرتاش‌های حزب دمکراتیک خلق‌ها،‌ احتمالا نوبت همان صدای زیرین و اندرونی داخل حزب است که‌ سر برآورد و با تاسیس حزبی جدید به‌ همپیمانی با هرآنچه‌ نه‌ نفع عینی کردها است دست یازد، دقیقا با این رویکرد که‌ اگر رجب طیب اردوغان مشکلی برای کل ترکیه‌ است چرا با رودرو شدن با وی شهرهای کردنشین را به‌ تلی از خاکستر تبدیل کنند، مگر صدای از درون همین جامعه‌ که‌ اردوغان را مشکل بزرگ ترکیه‌ می داند در دفاع از کردها برخواست، هیچ صدای برنخواست که‌ رای به‌ اخراج آنها از پارلمان ترکیه‌ هم دادند.

اگر اسلامیون سنی و در راس آنها رجب طیب اردوغان مشکلی برای منطقه‌ و اتحادیه‌ اروپاست، چرا کردهای ترکیه‌ خانه‌ خویش را به‌ هدف گلوله‌های مشکل اتحادیه‌ اروپا تبدیل کنند، مگر اتحادیه‌ اروپا و در راس آنها خانم مرکل در دفاع از کردها تاکنون کاری از پیش برده اند؟

و یا اگر تروریسم و ادعای پشتیبانی عدالت و توسعه‌ از تروریست‌ها مشکلی برای کل جهان و در راس آنها آمریکاست، چرا کردها باید با چنین نیروی عظیمی که‌ برای کل جهان مشکل ساز شده‌ است، خود را طرف کنند، مگر آمریکا در این 8 ماه‌ از ویران کردن مناطق کردنشین ترکیه‌ هیچ اقدامی از پیش برد؟

اگر اسلامیون ترکیه‌ و در راس آنها رجب طیب اردوغان مشکلی برای ترکیه‌ و کل جهان است چرا باید آنها در چنین سکوت مرگباری تاوان این مشکل را بدهند، چرا جنگ جهانی اولی دیگری سرنوشت نئو عثمانی‌های آناتولی را رقم نزند؟

سیاست بیمار و متناقض جهان سرمایه‌داری که‌ اوج آن در سیاست‌های حقوق بشری خود را نمایان می کرد هر روز بیشتر به بن بست خویش نزدیک می شود، سیاستی که‌ امروز در آمریکا دونالد ترامپ ثمره‌ی آن است و در اروپا نئو پانیست‌های ملی گرایی که‌ در گام نخست خود آنگلا مرکل‌ها را قربانی خواهند کرد و بلاخره‌ همین سیاست متناقض تزریق شده‌ به‌ بدنه‌ سیاست لرزان ترک در 100 سال اخیر دسته‌ گل رجب طیب اردوغان را پیشکش آنها کرد و دقیقا همین سیاست متناقض است که‌ بار دیگر کردها را به همان‌ لاک قومیت گرایی قدیمی باز می گرداند تا بر همگان ثابت شده‌ باشد که‌ برابری و عدالت و یکسان خواهی شعاری ریاکارنه‌ بیش نیست و با بازگشت احتمالی کردها به‌ همپیمانی با اردوغان و یا حداقل کناره‌گیری کردن از رودرو شدن با حزب عدالت و توسعه‌، این بار کل ترکیه‌ و منطقه‌ و جهان باید مستقیم و بی واسطه‌ با مشکلی به‌ نام رجب طیب اردوغان‌های منطقه‌ دست و پنجه‌ نرم کنند.

آزمون و خطاهای موجود در سیاست در ترکیه‌ به‌ ما نشان می دهد که‌ با افول صلاح الدین دمیرتاش‌ها (اربکان‌های کرد)، احتمالا اردوغان‌های کرد با چاشنی سنی‌گرایی به‌ زودی از راه‌ خواهند رسید، پروژه‌ای که‌ از یک سال پیش نیز کلید خورده‌ و حزب عدالت و توسعه‌ با تاسیس چند حزب به شدت مذهبی در مناطق کردنشین به‌ دنبال بالا کشیدن همپیمانی همیشگی و برادر در جنوب شرق ترکیه‌ است. آن زمان دیگر گمانه‌ زنی در خصوص کردها بسی دور از تعمق سیاسی است، درست به‌ مانند امروز که‌ رجب طیب اردوغان‌های عدالت و توسعه‌ را هیچ سر همراهی نه‌ با خود مردم ترکیه‌ و نه‌ جهان است!

شاید اگر همان زمان نجم الدین اربکان را ترکیه‌ می توانست هضم کند، به راستی با روزگار نئوعثمانی‌ها روبرو نمی شد، آیا با شکست تجربه‌ کردها در ترکیه‌، احتمالا جهان باید به‌ فکر نابود کردن دوباره‌ نئو عثمانی‌ها استوار بر افراطی‌گری سنی و طرح نقشه‌ای همچون جنگ جهانی اول دیگری برای آناتولی باشد؟ آنچه‌ جهان را بدین سو سوق خواهد داد طرح این پرسش در میان کردهای ترکیه‌ است؛ براستی اگر 8 ماه‌ پیش به‌ همپیمانی با عدالت و توسعه‌ ادامه‌ می دادند چه‌ از کف می دادند؟ و اگر اسلامیون ترکیه‌ و در راس آنها رجب طیب اردوغان مشکلی برای ترکیه‌ و کل جهان است چرا باید آنها در چنین سکوت مرگباری تاوان این مشکل را بدهند، چرا خود جهان مستقیم با آن رودرو نشود؟ بیراه‌ نیست که‌ دمیرتاش بعد از تصویب لایحه لغو مصونیت از پارلمان ترکیه‌ گفت: روزی خواهد رسید که‌ خود سیاسیون ترک به‌ زندان بیایند تا من به‌ داد آنها برسم!

نظرات
آخرین اخبار