میراث به یغما رفته‌ نیاکانمان در باکو و آنکارا؛ درست وقتی که خوابیم! | فراتاب
کد خبر: 11842
تاریخ انتشار: 12 مهر 1400 - 16:04
رستم بهرامی
تا بحال چندین اثر تاریخی و فرهنگی ایران را ترکیه، آذربایجان و ... بنام خود ثبت جهانی کرده‌اند!

فراتاب: در روزگارکنونی، تمامیت ارضی یک کشور، فقط مرزهای جغرافیایی نیست، بلکه به نظر می­رسد میراث فرهنگی هم جزیی از تمامیت ارضی و هویت سرزمینی یک کشور شده که متاسفانه این میراث ما مورد یغما و مصادره قرار گرفته است.

هر کشوری دارای هویت و شناسنامه­ای است که آن را از دیگر کشورها متمایز می­کند. آنچه هویت کشورها را می­سازد، میراث فرهنگی آن کشور است که به دو بخش مادی و معنوی (ناملموس) تقسیم می­شود. میراث مادی، آثار و اشیایی است که به دست ما رسیده و وظیفه ما حفاظت، مرمت و جلوگیری از دستبرد و غارت آن‌هاست. میراث ناملموس دستاورد تمدن‌هایی است که به آن­ها هویت می­بخشد و شامل نمادها و سنت‌های قومی، هنرهای نمایشی، آداب و رسوم اجتماعی، آیین‌های مذهبی، دانش و تجربه‌های سنتی در تعامل با طبیعت، صنایع دستی، فرهنگ غذایی و پوشش اصیل مردم هر جامعه است که از نسلی به نسل دیگر منتقل شده­اند.

کشورها می­کوشند تا با ثبت میراث ناملموس خود، آن­ها را حفظ نمایند و فرهنگ‌شان دچار انقطاع نگردد و مهتر از آن، این میراث را به عنوان هویت­دهنده فرهنگ خود به دیگران معرفی نمایند. به طور کلی حفظ میراث معنوی دشوارتر از میراث مادی است؛ چرا که در خطر ثبت و مصادره دیگر کشورهاست. تعداد میراث ناملموس کشورمان در فهرست یونسکو، اکنون 16 اثر است که 11 مورد آن به صورت مستقل و 5 مورد دیگر به طور مشترک با دیگر کشورها ثبت شده است. اکنون ما در رتبه نهم قرار داریم و انتظار می­رود دو پرونده «جشن مهرگان» به صورت مشترک با تاجیکستان و ساختن و نواختن «عود» به صورت مشترک با سوریه امسال ثبت شوند.

طبق مقررات، هر کشوری سالانه یک سهمیه برای ثبت دارد. از این رو ثبت یک اثر در یونسکو به یک مسابقه تبدیل شده است. در این بین میراث ناملموس ما مورد دستبرد و مصادره برخی کشورهای همسایه و منطقه قرار گرفته است. کشورهای تازه استقلال­یافته قفقاز و آسیای میانه از آنجا که سده­ها بخشی از تمدن ایران بوده‌اند، سعی دارند هویتی ارائه دهند که خود را از سایه فرهنگی و تمدنی ایران جدا کنند. بدین دلیل، دست به انحصار و تصاحب مفاخر مشترک با ایران می‌زنند. جمهوری آذربایجان و ترکیه، گوی سبقت را در مصادره میراث معنوی ما ربوده­اند.

در حالی که اولین قهوه­خانه­ها در زمان شاه تهماسب صفوی تاسیس شدند، ترکیه قهوه­خانه را به نام خود ثبت جهانی نمود و در صدد است حمام ایرانی را به نام حمام ترکی برای خود مصادره نماید. همچنین تلاش می­کند «تنبور» که اساساً سازی عرفانی در کرمانشاه و کردستان است به نام خود ثبت نماید. بدتر اینکه به دنبال ثبت هنر خوشنویسی است که اختراع ایرانیان بوده و ایران هزاران سال مرکز خوشنویسی جهان بوده است. در ثبت مفاخر و مشاهیر نیز شرایط این­گونه است.

ترکیه، مولوی، شاعر بزرگ فارسی­زبان را به نام خود مصادره و ثبت نمود. این کشور، زبان «ابن‌سینا» را ترکی دانسته و بیمارستانی به همین نام در پایتخت ترکیه ساخته است. به ابوالحسن خرقانی و شهاب­الدین سهروردی و ملانصرالدین نظر دارد. ترکیه، ابوریحان، فارابی و ابن­سینا را مفاخر ترک معرفی می­کند.

جمهوری آذربایجان، به پشتوانه ترکیه و با پیش­دستی در ثبت میراث ناملموسی که ریشه در فرهنگ و تمدن ایران دارد؛ شرایط حادتری را برای ما ایجاد نموده است. آذربایجان، موسیقی «عاشیق‌لار» که در دوره صفوی در ایران پدید آمد، به نام خود در یونسکو به ثبت رساند. ساز «تار» را هم بدون اشاره به نام ایران، برای خود ثبت جهانی نمود. غذای دلمه هم که یکی از قدیمی‌ترین غذاهای ایرانی است برای این کشور ثبت شد.

تلاش برای ثبت یلدا، نان لواش، چوگان و موسیقی خراسان شمالی، موارد دیگری بودند که قصد ثبت مستقل آن­ها را داشت، اما ناکام ماند.

همچنین لازم است اشاره­ای به مشاهیر ایرانی هم داشته باشیم. آذربایجان، نظامی، شاعر بلندآوازه پارسی­گوی را هم بدون هیچ اشاره­ای به نام ایران، مصادره نمود و او را شاعر آذربایجانی دانست. حتی اشعار کاشی‌کاری شده فارسی بر بدنه مزارش در شهر گنجه را با اشعار ترکی جایگزین کرد. اشعاری که به نظر دولت آذربایجان، تمامیت ارضی این کشور را نشانه رفته بود. این کشور که در ایران­ستیزی و فارسی­زدایی بودجه صرف می­کند، خیز برداشت تا «شاهنامه» را نیز به نام خود کند. کار آذربایجان به جایی رسید که تلاش نمود جنگل­های هیرکانی را هم به نام خود ثبت نماید.

بادگیر، توسط امارات متحده عربی ثبت شد. کشورهای عربی، به خواجه نصیرالدین توسی و حتی خیام چشم دوخته­اند و در تلاش برای ثبت نام «شهرزاد قصه­گو»، همان زن ایرانی داستان­های هزار و یک شب، هستند.

قزاقستان به فارابی نظر دارد و اگر دیر بجنبیم فردوسی و بیهقی و پوریای ولی هم توسط افغانستان از دست می­روند. چه­بسا بزودی کشورهایی برای ثبت جشن­های سیزده­بِدر و چهاشنبه­سوری و مصادره شخصیت­هایی چون زرتشت و کوروش و خاقانی و عبدالقادر مراغه­ای و ... پیشگام شوند.

بی‌توجهی یا کم­توجهی مسئولان کشورمان، سبب شده تا کشورهای برآمده از نقشه‌ ایرانِ قدیم، با استفاده از این ضعف، هر روز گامی جدید برای مصادره میراث و مفاخر فرهنگی‌مان بردارند. گرچه ثبت مستقل یک اثر در یونسکو محدودیت دارد؛ اما در پرونده­های مشترک و چند­ملیتی سهمیه سالانه لازم نیست و این فرصتی است برای کشورمان که میراث ناملموس خود را گاهی با کشورهایی چون تاجیکستان و افغانستان که قرابت فرهنگی بیشتری با ایرانیان دارند، ثبت کنند و از مصادره آن­ها توسط دیگر کشورها جلوگیری نمایند.

با این اوصاف، برای ثبت جهانی یک اثر، نخست باید آن­ها را در تقویم کشورمان ثبت کنیم و در مورد آن آثار در رسانه­های گوناگون اطلاع­رسانی نماییم تا مردم نسبت به این آثار آگاه شوند.

دوم، باید دستگاه­ها­ی مربوطه شامل وزارت خارجه، وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سازمان مدیریت، فرهنگستان­ها، کمیسیون­های مجلس و ... ضمن هماهنگی کامل، قوانین لازم را تدوین، اتفاقات آینده را پیش­بینی و راهکار ارائه دهند و بودجه لازم را لحاظ نمایند. با توجه به اینکه پرونده­های زود ارسال شده (پرونده­های در انتظار ثبت) در اولویت قرار می­گیرند، جمهوری اسلامی باید فهرستی از میراث قابل مصادره توسط کشورهای دیگر را تهیه و با ارسال آن به یونسکو به عنوان اقدامی پیشگیرانه عمل نماید. میراث فرهنگی در اینجا باید نقشی کلیدی ایفا کند.

سوم اینکه، وزارت خارجه بجز موضوعات سیاسی، باید در حوزه فرهنگی به شدت فعال شود و موضوعات فرهنگی را بررسی نماید و با تدوین مقررات و بودجه برای سفارت­خانه‌ها و رایزنی‌های فرهنگی، نسبت به شناسایی، مستندسازی و معرفی میراث ما در منطقه اقدام کند.

امید که با ثبت میراث کهن کشورمان، هم فرهنگ ایران­زمین را که به گفته «ریچارد فرای»، شکوه آن بر همین ویژگی استوار بوده است، به جهانیان معرفی نماییم و هم با برنامه­ریزی مناسب از این طریق، گردشگری را رونق دهیم.

نویسنده: رستم بهرامی کارشناس ارشد روابط بین الملل از دانشگاه خوازرمی

بازنشر این مطلب با ذکر منبع «فراتاب» بلامانع است

نظرات
آخرین اخبار