جشن قربان در تاریخ و فرهنگ کُردی | فراتاب
کد خبر: 11724
تاریخ انتشار: 30 تیر 1400 - 14:42
د.اسماعیل شمس
کُردها طی تاریخ چگونه عید قربان را جشن گرفته و می‌گیرند؟

فراتاب: نخستین روایتهای تاریخی از برگزاری عید قربان در کردستان به هزار سال پیش بر می گردد و این عید در منابع به صورت جشن اضحی، جشن گوسفند کشان و جشن حاجیان هم آمده است.

جشن قربان در نواحی مختلف کردستان با آداب و رسوم خاص و گاه متفاوتی برگزار می شد که به چند مورد از آنها اشاره می شود. اگر خوانندگان گرامی آداب خاص دیگری را در زادگاه خودشان دیده یا شنیده اند برای نگارنده بفرستند که با نام خودشان در این کانال منتشر شود‌.

در گذشته اعتقاد بر این بود که در روز جشن قربان، در هر خانواده‌ای باید خون حیوانی ریخته شود. بنابراین اگر کسی به تنهایی توانایی قربانی حیوان را نداشت، معمولاً چند نفر به صورت مشترک، گاو یا گوسفندی را خریده و قربانی می‌کردند. معمولاً حیوانی که قرار بود، قربانی شود از یک سال قبل مشخص می شد.

گاه قربانی به شکرانه رهایی فردی از گرفتاری و بیماری یا به امید نجات او صورت می گرفت. در مورد دوم حیوان را چند بار دور آن فرد می چرخاندند و چون برای این هدف، معمولاًحیوانی گرانبها(گاو نر) قربانی می شد و فرد مزبور را دور او می چرخاندند، این رسم را «گاو گردون» می نامیدند. این نوع قربانی که به آن «صدقه» هم می گفتند، البته الزاماً در جشن قربان انجام نمی شد.

در روز جشن قربان، حیوانات مشمول قربانی را در محلی جمع می‌کردند. گاه صاحب قربانی سوار حیوان می‌شد و با او چند دقیقه‌ای راه می‌رفت. اعتقاد بر این بود که این حیوان در صحرای محشر صاحبش را سوار خواهد کرد و از گرما و رنج آنجا نجات خواهد داد.

پس از آن گردن بند یا پارچه قرمزی را دور گردن قربانی پیچیده و به چشمان او سرمه می‌کشیدند تا با سر و رویی زیبا نزد خدا حاضر شود.به نظر می رسد این رسم، همان سنت«قلائد» یا حیوانات نشاندار است که در آیۀ ۹۷ سورۀ مائدە بە آن اشاره شده است. در میان اعراب هم رسم بود که حیوانات را برای قربانی کردن در عید قربان به مکه می بردند. برخی از آنها نشاندار بودند و قلاده یا گردن بندی به آنها بسته شده بود‌‌. در گذشته های دور، حاجیان هم حیوانی را که قرار بود قربانی کنند با خود به حج می بردند.

در مرحله بعد، نبات یا حبه‌ قندی را داخل دهان حیوان قربانی می‌گذاشتند تا با زبانی شیرین پیش خدا برود. در برخی جاها قند را در سمت راست دهان حیوان می‌گذاشتند و از طرف چپ بیرون می‌آوردند و به اعضای خانواده و همسایگان برای تبرک و مداوای برخی بیماریها می‌دادند.

پیش از بریدن سر قربانی، مقداری آب و علوفه به او می‌دادند تا بخورد و اگر نمی‌خورد به زور به او می‌خوراندند و معتقد بودند که با این کار، حیوان سیر و سیراب می‌شود و می‌تواند صاحبش را در روز محشر به راحتی از گرسنگی و تشنگی نجات دهد.

سپس حیوان را رو به قبله خوابانده و در حالی‌که چند نفر دست و پایش را گرفته و افراد خانواده با چهره‌ای بشاش نگاهش می‌کردند، سر می‌بریدند. در برخی جاها، هنگام ذبح قربانی کاسه‌ای را جلوی خون او می‌گذاشتند تا روی زمین نریزد. آنان، این خون را متبرک می دانستند و در جایی می گذاشتند که زیر پای مردم قرار نگیرد. در برخی مناطق، خون حیوان را به عنوان تبرک روی در و دیوار خانه صاحب قربانی می‌ریختند. آنان بر این باور بودند که هدف از ریختن این خون، مصون ماندن خانواده قربانی از چشم بد است.

در برخی مناطق ، چاله‌ای حفر می کردند و پس از ذبح حیوان، خون و اعضای حرامش را در آن دفن می‌کردند تا حیواناتی مانند سگ و گربه از آنها استفاده نکنند. اعتقاد بر این بود که همه اندامهای قربانی، پاک هستند و نباید نجس شوند.

پس از پایان قربانی، با توجه به جمعیت محل و تعداد حیوانات قربانی شده ، گوشت را در بسته های جداگانه ای به نام «بەتێ» بین همه مردم تقسیم می کردند. این بسته ها متبرک بودند و کسی هم که خودش قربانی کرده بود به نیت تبرک از بسته گوشت قربانی دیگران می خورد.

روز جشن قربان، یکی از شادترین روزهای مردم هر شهر و آبادی بود و همه خوشحال و سرزنده بودند. در آن روزها ما کودکان که وظیفه نقل و انتقال گوشت قربانی را به عهده داشتیم و بعد از آن هم پدران و مادران فداکارمان بهترین بخشهای قربانی را به ما می دادند از همه شادتر بودیم. البته با آن معصومیت کودکانه، اگر می دانستیم که آن روز حیوانات کنار ما احتمالاً عزادار دوستان و نزدیکان و همسایگان قربانی شده خود هستند، شاید آنقدر شادی نمی کردیم.

 هرچند مشکلات و گرفتاری های این روزها مجال جشن و شادی به آدم نمی دهند، اما به رسم گذشته جشن قربان را که یادگار بخشی از تاریخ تحول فرهنگی و دینی است به خوانندگان فرهیخته و عزیز کردستان نامه و دیگر خوانندگان این یادداشت و باورمندان به سنت قربانی تبریک می گویم و برای همگان آرزوی سلامتی و شادی دارم.

قوربان قوربانەن، جەژنەن، شادییەن
دەس نە گەردەنەن، ڕۆی ئازادییەن

نویسنده: دکتر اسماعیل شمس پژوهشگر تاریخ کُرد 

منبع: کردستان نامه

نظرات
آخرین اخبار