آیا پروژه شام جدید یک اتحاد برای مهار ایران است؟ | فراتاب
کد خبر: 11719
تاریخ انتشار: 28 تیر 1400 - 16:15
گفت‌وگوی خبرگزاری بازار با اردشیر پشنگ
بررسی پیدا و پنهان تهدیدات و فرصت‌های پروژه شام جدید برای ایران!

فراتاب: گفت‌وگوی خبرگزاری بازار با اردشیر پشنگ پژوهشگر ارشد مسائل خاورمیانه پیرامون تحلیل پروژه شام جدید، آثار و تبعات آن برای ایران. لازم به ذکر است آقای پشنگ دانش آموخته روابط بین الملل و از پژوهشگران فعال در این حوزه طی دهه اخیر هستند که از وی آثار چندی در مراکز پژوهشی داخلی و خارجی در قالب کتاب، مقاله و سخنرانی منتشر شده است، مصاحبه پیش رو در خصوص بررسی ابعاد و پیامدهای پروژه شام جدید میان سه کشور عراق، اردن و مصر است که مشروح آن در ادامه خواهد آمد:

 

پروژه «شام جدید» که منجر به افزایش قابل توجه روابط اقتصادی سه کشور عراق، اردن و مصر با یکدیگر خواهد شد را میتوان به تلاش عراق برای متوازن سازی روابط خارجی خود دانست. به اعتقاد برخی این پروژه برای فاصله گرفتن از ایران و محور مقاومت است. ارزیابی و نظر شما در خصوص این موضوع چیست؟

پشنگ: طبیعی است که دولت عراق پس از سه دهه انزوای ناخواسته و نیز درگیری‌ها و ناامنی‌های داخلی به عنوان یکی از قدرتهای سنتی نیم قرن اخیر در خاورمیانه به دنبال احیای وزن و جایگاه دیپلماتیک و منطقه‌ای خود باشد. در همین چارچوب نخست وزیران اخیر در عراق از نوری مالکی تا حیدر العبادی و عادل عبدالمهدی و اخیرا مصطفی الکاظمی برنامه ها و اقداماتی نیز داشته اند با این تفاوت که اینک مصطفی الکاظمی فراغت بال بیشتری با توجه به پایان بحران جنگ داخلی با داعش و ایجاد ثبات نسبی در کشور و نیز مساله استقلال اقلیم کردستان دارد. در نتیجه وی در تلاش بوده است تا روابط دیپلماتیک بغداد را در سطوح و مناطق پیرامونی و نیز با کشورهای بزرگ فرامنطقه ای بسط و گسترش دهد. برای این منظور هم معمولا از استراتژی موازنه مثبت استفاده کرده است یعنی وقتی می بیند عراق تحت نفوذ آمریکا به عنوان بازیگری فرامنطقه‌ای است همزمان روابطش با روسیه، اتحادیه اروپا و چین را هم گسترش می دهد تا با دادن امتیازات و مزایایی به آنها و وارد کردنشان به داخل باعث ایجاد موازنه ای در برابر واشنگتن شود. در سطح منطقه ای هم به اذعان بسیاری ایران پرنفوذترین کشور در عراق دست کم از 2003 به اینسو است، در نتیجه شاهد نوعی توازن سازی هم با عربستان سعودی و هم در مورد اخیر با پروژه شام جدید و حتی با ترکیه است. لذا پروژه شام جدید در دولت عراق که در زمان عادل عبدالمهدی طرح و در زمان مصطفی الکاظمی در حال عملیاتی شدن است را بایستی در این چارچوب ارزیابی و بررسی کرد.

 

یکی از کارشناسان برجسته اقتصادی عراقی اینگونه عنوان کرده که طرح جدید نخست وزیر عراق به مفهوم رویکرد عراق به سمت اقتصاد آمریکایی، شیخ نشین های حوزه خلیج فارس، مصر و اردن است و این به معنای صرف نظر کردن از توافقنامه با چین است که دولت عادل عبدالمهدی با پکن در ۲۰۱۹ امضا کرده است. نظر و تحلیل شما در این زمینه چیست؟ آبا چنین اقدامی از سوی عراق در حال انجام است؟

پشنگ: من لزوما اینگونه مساله را ارزیابی نمی کنم، چون نیازها و مسائل کشور عراق که دارای 40 میلیون نفر جمعیت است، و نیز ژئوپلتیکی که در آن قرار گرفته و واقعیات ساختاری و تاریخی اش به گونه ای نیست که همه آنچه که میخواهد و لازم دارد چه در سیاست، چه در امنیت، چه در اقتصاد و دیپلماسی را از طریق بخشی از همسایگان و قدرتها فراهم کند! عراق بدنبال توسعه و گسترش روابط خودش با بازیگران و قدرتهای فرامنطقه ای و منطقه ای است به نوعی دنبال تنوع سازی روابطش با کشورهای مختلف است، به همین دلیل با چین روابط خوب و گرمی برای جذب سرمایه گذاری و نیز ورود برخی از کالاها و خدمات پی ریزی کرده است و از سوی دیگر با کشورهای دیگر نظیر ایران، عربستان سعودی، اردن، مصر و ترکیه هم به طرق دیگر. البته طبیعی است ایجاد بالانس و بازیگری در میان این همه بازیگر دارای منافع و اهداف عمدتا متعارض و رقیب بسیار سخت و ظریف خواهد بود و باید دید آیا دولتمردان عراقی از عهده این مهم بر خواهند آمد یا خیر؟

تهدیدات پروژه «شام جدید» برای ایران چیست؟ آیا این پروژه منجر به کاهش نفوذ ایران در منطقه به ویژه عراق می شود؟

پشنگ: پروژه شام جدید اگر ظواهر و آنچه که رسانه ای شده است را در نظر بگیریم لزوما برای ایران تهدیدی نیست، بلکه می تواند بغداد را به یک پل ارتباطی برای گرم کردن روابط میان تهران با امان و قاهره تبدیل کند. در پروژه مذکور طرفین دنبال آن هستند از طریق مزایای اقتصادی، کاری و فنی که دارند یک اتحادیه راهبردی اقتصادی ایجاد کنند که قطعا به حوزه های امنیتی و سیاسی هم تسری پیدا خواهد کرد.

اما روی دیگر داستان که در تهران برخی آن را تهدید لحاظ می کنند به داشتن روابط رسمی میان مصر و اردن با اسرائیل باز می گردد همچنین می دانیم طی سال 2020 اسرائیل با فشار و برنامه ریزی دولت ترامپ برنامه عادی سازی روابطش با چهار کشور عربی را عملیاتی کرد، از این منظر برخی معتقدند ممکن است در پشت پرده پروژه شام جدید، یک بازی پنهان برای عادی سازی تدریجی روابط میان اسرائیل و عراق برنامه ریزی شده باشد، که با توجه به سطح تنش و درگیری های شدید منطقه ای که میان ایران و اسرائیل وجود دارد این احتمال باعث نگاه محافظه کارانه نسبت به پروژه شام جدید شده است، برخی دیدگاههای غرب محورانه شخصی که به مصطفی الکاظمی نسبت داده می شود این ظن و گمانه را تقویت کرده است! اما همانطور که ذکر شد تبدیل شدن به تهدید یا فرصت پروژه شام جدید تا حدی متاثر از نوع بازیگری جمهوری اسلامی ایران در منطقه و بخصوص در روابط دو جانبه اش با عراق خواهد بود لذا نمی توان خیلی با تحلیل تک خطی و نگاه سپید و سیاه به این موضوع نگریست!

 

این احتمال نیز مطرح است که با تثبیت شدن اوضاع در سوریه و با چراغ سبزی که آمریکایی‌ها می‌دهند، سوریه نیز وارد این پروژه جدید شود که هدف از این امر دور کردن دمشق از تهران و البته مقابله با نفوذی است که ترکیه در بخش‌هایی از این کشور پیدا کرده است. دیدگاه شما در این باره چیست؟

پشنگ: بطور تاریخی در بخش شامات همیشه یک میل برای ایجاد نوعی اتحادیه سیاسی عربی وجود داشته است، چه در زمان سقوط امپراتوری عثمانی و چه در زمان دمیده شدن به ناسیونالیسم عرب با بلندپروازی های جمال عبدالناصر، در همین راستا هم تلاشهای چندی شد که هیچیک از آنها به سرانجامی نرسید، اما هنوز این خواست و دیدگاه وجود دارد، به نظر می رسد پروژه شام جدید از بعد نظری اینک با نگاهی لیبرالی و کارکردگرایانه از الگوی ساخت اتحادیه اروپا تاثیر گرفته است، یعنی طرفین دنبال ایجاد نوعی مکانیسم سه جانبه همکاری اقتصادی –صنعتی – بازرگانی هستند که در صورت موفقیت هم این همکاری را به حوزه های دیگر تسری دهند و هم بازیگران و اعضای جدیدی را به آن اضافه کنند در این چارچوب بله طبیعی است اگر این سه بازیگر بتوانند در گام اول موفق شوند در گامهای بعدی بازیگران دیگری مانند سوریه، لبنان و کشورهایی دیگر را هم به آن اضافه کنند!

 

در حالی که عراق ۴۰ درصد از نیاز برقش را از ایران تامین میکند، با امضای توافق با کشورهای عربی به دنبال چیست؟ چرا عراق از مدتها به دنبال کاهش وابستگی اقتصادی به ویژه در حوزه انرژی به ایران است؟

پشنگ: این طبیعی است که عراق بطور کل بخواهد در صنایع و خدمات استراتژیک مانند حوزه انرژی بخواهد خودکفا باشد و نیازهای خودش را تامین کند و یا اگر مجبور به واردات است، برای ایجاد نوعی رقابت و نیز عدم وابستگی بخواهد تنوعی در واردات داشته باشد، لذا در حوزه واردات برق و نیز گاز از ایران عراقی ها در چنین فکری هستند و باید این را بدانیم قرار نیست تا ابد بخشی از برق عراق توسط ایران تامین شود، در نتیجه ایران هم بایستی قابلیت های اقتصادی، صنعتی و بازرگانی خود را بیش از پیش متنوع کند تا همکاری های طرفین در حوزه های گسترده تری صورت گیرد و از این نظر همکاری های بلند مدت و غیرقابل چشم پوشی از سوی هر دو طرف یعنی ایران هم با بخش عربی عراق و هم بخش کُردی در اقلیم کردستان در پیش بگیرد.

 

 

منبع: خبرگزاری تحلیل بازار - گفت‌وگو از تهمینه غمخوار

نظرات
آخرین اخبار