وزیر خارجه بعدی ایران چه کسی و با چه رویکردی باشد؟ | فراتاب
کد خبر: 11705
تاریخ انتشار: 22 تیر 1400 - 12:23
پاسخ اردشیرپشنگ به سوالات ایسنا درخصوص ویژگی‌ها و شرایط وزیر خارجه دولت ابراهیم رئیسی

 فراتاب: یک اصل بنیادین و بدیهی در دانش سیاست وجود دارد و آن اینکه «سیاست خارجی دنباله سیاست داخلی است!» در نتیجه اگر می‌خواهیم در باب سیاست خارجی صحبت کنیم، می بایست از نظر ساختاری و اهم و مهم به مساله بنگریم. باید دید چه میزان سیاست خارجی و حل مشکلات و گره‌های موجود در یکسو و ایجاد فرصت در آن در سوی دیگر برای هیات حاکمه جمهوری اسلامی ایران در همه بخشها دارای اهمیت است؟ این بدان معناست، اهداف، سیاستگزاری‌ها و اجرای سیاست خارجی تنها توسط یک قوه و یا یک نهاد شکل نمی‌گیرد بلکه مجموعه گسترده و پیچیده‌ای از نهادها و افراد رسمی و حتی غیررسمی در شکل گیری، جهت دهی و حرکت به سیاست خارجی تاثیر گذار بوده و هستند، بطور مثال در واکنش به پرونده برجام و یا موضوع نوار صوتی منتسب به دکتر ظریف، رهبر انقلاب تاکید کردند که وزیر خارجه و دستگاه دیپلماسی تنها مجری در این حوزه هستند و سیاستگذاری در نهادهای بالادستی صورت می پذیرد البته این موضوع تنها شامل ایران نیست و در بیشتر کشورهای دنیا همین روال وجود دارد.

اما طبیعی است که رئیس جمهور در ساختار جمهوری اسلامی ایران هرچند از نظر اجرایی بالاترین مقام و از نظر سیاسی فرد دوم محسوب می شود، اما دارای توان اثرگذاری و جهت دهی قابل توجه به سیاست خارجی هست کما اینکه این موضوع و تفاوتها در سیاست خارجی در دوران آقایان هاشمی، خاتمی، احمدی نژاد و روحانی به خوبی دیده شد.

در نتیجه طبیعی است سیاست خارجی دوران آقای رئیسی با دوره آقای روحانی یا دیگر روسای جمهور کم و بیش دارای تمایزات و تفاوتهایی باشد.

حال اگر فرض کنیم در ساختار نظام، اراده ای جدی برای حل موضوعات و پرونده های مختلف و بخصوص اساسی در سیاست خارجی وجود دارد و آقای رئیسی هم که در حین رقابتهای انتخاباتی چند بار تاکید کرد که مسائلی همچون برجام در قالب یک دولت قدرتمند قابل اجرا است و برای این موضوع اولویت قائل می شوند، در نتیجه انتظار طبیعی و منطقی این خواهد بود که ایشان در سیاست خارجی و برای پست وزارت خارجه از یک وزیر توانمند و یک متخصص شناخته شده که کمتر دارای سوگیری‌های جناحی و سیاسی باشد استفاده کند.

از نظر ویژگی‌های لازم برای وزارت امورخارجه، همانطور که اشاره شد انتظار میرود اولویت با کسانی باشد که دانش آموخته رشته‌های روابط بین الملل، علوم سیاسی، دیپلماسی، حقوق بین الملل و یا اقتصاد بین الملل باشند. کسانی که بطور دانشگاهی تحصیلات عالیه و مطالعات عمیق در شاخه های مختلف دانش سیاسی بخصوص در روابط بین الملل و دیپلماسی داشته باشند و دارای آثار قابل اتکای چاپی، سخنرانی های جدی علمی در مجامع معتبر داخلی و خارجی باشند.

همچنین نیاز هست کاندیدای وزارت از کسانی انتخاب شود که دانش زبانی حرفه‌ای داشته باشد یعنی تسلط به زبان انگلیسی و در کنار آنها به زبانهایی نظیر عربی و یا حتی روسی و چینی می‌تواند یک مزیت دانشی-زبانی محسوب شود.

همچنین از نظر موضع گیری سیاسی بهتر آن است فردی انتخاب شود که دارای مواضع ضد کشورهای خاص و مختلف در سطح منطقه و یا بین الملل نباشد. یعنی کسانی که در گذشته نه چندان دور شهره به دادن شعار و یا دیدگاههای تند علیه برخی قدرتهای منطقه‌ای و یا فرامنطقه‌ای هستند گزینه اولویت دار نباید باشند! بطور خاص من دو کشور عربستان سعودی و آمریکا را اینجا نام می برم، دو کشوری که اینک پس از دوران زیادی که تنش و بحران میان آنان با ایران ادامه داشته است، به نظر می رسد ظاهرا آماده تنش زدایی و دست کم کاستن از بحرانها هستند. چه در پرونده برجام که پرونده ای طولانی و ادامه دار خواهد بود که حتی پس از توافق محتمل طی روزهای آتی، این موضوع یکی از مسائل جدی در سیاست خارجی خواهد بود و چه در سطح منطقه با عربستان سعودی که در مناطق مختلفی از لبنان، فلسطین، سوریه، عراق و جنوب خلیج فارس و یمن تا پاکستان و حتی افغانستان میان ایران و عربستان پرونده های باز رقابتی و یا نیابتی جدی وجود دارد که ماحصل آن افزایش هزینه برای طرفین و کاهش سطح ثبات در منطقه و امنیتی تر شدن پیرامون دو کشور شده است.

از نظر حوزه‌های تمرکز در تیم وزارت خارجه آینده کشور بایستی موضوعات را از کل به جزء در چند دسته‌بندی مختلف قرار داد:

به نظر بنده در کل از نظر استراتژیک و با نگاهی سیاسی-امنیتی این اشتباه محض خواهد بود که ایران همه تخم مرغهایش را در سبد یک کشور یا یک گروه خاص اعم از غربی، شرقی یا منطقه‌ای قرار دهد، بلکه با توجه به داشته ها و نیز پتانسیلهای قابل توجه در سیاست خارجی نوعی تنوع سازی ارتباط و تعامل و دوستی با همه کشورها و گروههای مختلف باید در پیش گرفت، به نحوی که یک بالانس ارتباطی ایجاد شود. وابستگی و نزدیکی بیش از اندازه به چین و روسیه همانقدر می تواند باعث کاهش کارآمدی سیاست خارجی و حتی تولید تهدید شود که وابستگی و تعریف همه منافع در ارتباط با کشورهای غربی و بخصوص آمریکا نیز می تواند همین کار را بکند.

همچنین در مساله منطقه‌گرایی هم باید فکری اساسی کرد ایران از یکسو عضوی از منطقه خاورمیانه و یا به تعبیری دیگر آسیای غربی است، اما در این منطقه سطح تنش بسیار بالاست، از سوی دیگر ایران خود می‌تواند سازنده یک منطقه دیگر میان شبه‌قاره با خاورمیانه و شمال آفریقا باشد. اتفاقا در این منطقه که گاه از آن با نام منطقه نوروز و گاه ایران فرهنگی یاد می شود زمینه برای ایجاد یک پیرامون امن، با ثبات و با افزایش تبادلات و رونق اقتصادی بسیار مهیاتر است. این منطقه در شرق شامل پاکستان و افغانستان، در شمال شامل کشورهای آسیای میانه و منطقه قفقاز، در جنوب شامل برخی کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس و در غرب شامل کشورهای ترکیه، عراق و سوریه و بطور خاص مناطق کُردنشین این سه کشور است. به عبارتی دیگر بایست کم کم برای این منطقه جغرافیایی که ایران در مرکز آن قرار دارد اولویت هایی قائل شد که از صرف شعار و برگزاری چند نشست به بهانه نوروز فراتر رود!

اما از نظر سیاسی-امنیتی لازم است همزمان یک اولویت بین المللی با محوریت حل و پیشبرد برجام و دیگر مسائل اساسی با آمریکا و کشورهای غربی را در نظر داشت. همزمان برای ایجاد توازن مناسب اولویت‌هایی برای روابط با مسکو، پکن و قدرتهای درجه دوم عرصه بین الملل مانند ژاپن، کره جنوبی، برزیل و ... در نظر گرفت.

از نظر سیاسی –امنیتی دسته دوم اولویت که همزمان باید به پیش برد و دارای اهمیتی اساسی است تلاش برای ایجاد ثبات در منطقه از طریق گفت و گوهای سازنده با قدرتهای منطقه در وهله نخست عربستان سعودی و سپس ترکیه، مصر و عراق داشت. باید توجه داشته باشیم هرقدر منطقه امنیتی تر و بی ثبات تر شود دود آن به چشم همه کشورهای منطقه می رود و اتفاقا کشورهای بزرگتر مانند ایران، عربستان و ترکیه هزینه های سنگین تری رو هم می بایست در چنین فضایی متحمل شوند.

اما از نظر ماهیت سیاسی خارجی هم بایست دسته بندیهای سیاسی، امنیتی، اقتصادی و فرهنگی را داشته باشیم. در منطقه امنیتی شده خاورمیانه طبیعی است که اولویت اکثریت دولتهای کلاسیک منطقه حاکم بودن نگاه سیاسی و امنیتی به سیاست خارجی است و روابط اقتصادی و فرهنگی که بخش قدرت مالی و نرم را شامل می شود یا مورد غفلت واقع شده و یا در اولویتهای پایین تری قرار دارد، این در حالی است که سالهای چندی است که می دانیم امنیتی که در سایه همکاری های اقتصادی دو یا چند بازیگر در یک پروژه مشترک صنعتی-اقتصادی ایجاد می شود بسیار عمیق‌تر و پابرجاتر و متداوم‌تر از امنیتی است که در سایه یک توافق سیاسی یا امنیتی ایجاد می شود! یکی از مشکلات و آسیب های سیاست خارجی ما همین عدم توجه به مساله گسترش روابط اقتصادی است، اگر گسترش روابط اقتصادی تبدیل به یک اولویت در سیاست خارجی و در نزد همه نهادهای موثر و حاضر در این حوزه قرار گیرد خروجی این موضوع نه فقط باعث ایجاد رونق اقتصادی کشور می شود بلکه باعث ایجاد و گسترش امنیت پایدار هم در داخل هم در مرزهای پیرامونی و هم در سطح منطقه می شود و اتفاقا قدرت چانه زنی و اثرگذاری ایران را دو چندان می کند. برای مثال من توجه شما را به مساله رفراندوم استقلال در اقلیم کردستان عراق در سال 2017 جلب می کنم. هر دو کشور ایران و ترکیه مخالف جدایی کردها از عراق بودند و نه فقط از نظر سیاسی بلکه از نظر عملی هم اقداماتی در این راستا انجام دادند اما هزینه هایی که از نظر سیاسی، امنیتی و روانی به ایران در این باره تحمیل شد به نظرم بیشتر از ترکیه بود چون ترکیه عمدتا از دو کارت اقتصادی و مزیت ترانزیتی خود برای فشار به مقامات اقلیم کردستان استفاده کرد اما ایران مجبور بود بیشتر از بخش قدرت سخت در حوزه امنیتی و نیز بستن مرزها استفاده کند! باید تاکید کرد افزایش همکاری های اقتصادی باعث تعمیق وابستگی متقابل خواهد شد و این یعنی ایجاد امنیت پایدار و بلند مدت!

اما چه کسی یا کسانی می توانند شایسته وزارت خارجه در این مقطه باشند؟

من نمی خواهم در اینجا اسمی یا اسامی مطرح کنم، تقریبا بطور کلی ویژگی های علمی، شخصیتی و سیاسی کاندیداها را یادآور شدم در نهایت می توان این موضوع را اضافه کنم که اینک منطقه خاورمیانه و حتی جهان بیش از هرچیزی به فرد و افرادی نیاز دارد که فکرش، گفتارش و رفتارش برخاسته از صلح، دوستی و همکاری و افزایش ارتباطات باشد. کسانی که ایمان راسخ فکری و عملی به این مساله دارند.

 

نویسنده: اردشیر پشنگ پژوهشگر روابط بین الملل و سیاست خارجی

منبع: ایسنا

 

 

نظرات
آخرین اخبار