کُردها در قفقاز؛ از کردستان سرخ تا بحران قره‌باغ | فراتاب
کد خبر: 11455
تاریخ انتشار: 21 آبان 1399 - 20:37
اردشیر پشنگ


فراتاب - گروه بین الملل: طی هفته های اخیر که بحران شعله های جنگ یکبار دیگر در قره باغ میان دو همسایه مدعی یعنی جمهوری آذربایجان و ارمنستان روشن شده است، در برخی از رسانه ها از حضور برخی نیروهای کُرد در این درگیری و عمدتا در جبهه ارمنستان علیه آذربایجان اخباری منتشر می شود از سوی دیگر نیز بسیاری از رسانه ها و مراکز تحلیلی از حضور نیروهای رادیکال عرب سنی سوری وابسته به جریانهایی نظیر داعش، القاعده و ... در جبهه آذربایجان علیه ارمنستان خبر می دهند که توسط ترکیه بدانجا گسیل شده اند، تا به نوعی و ظاهرا بازار جنگ های نیابتی در قره باغ نیز به مانند آنچه که پیش تر در عراق و اینک در سوریه، لیبی و یمن جریان دارد، گرم بماند! اما داستان کُردها با قفقاز و قره باغ چیست؟

کُردها در خاورمیانه و قفقاز از منظر تاریخی

از نظر تاریخی حضور کُردها در منطقه قفقاز و بخش بزرگی از آذربایجان امروزین دارای قدمتی دست کم 2 هزار ساله است. در این باره دو نظریه عمدتا رایج هستند نظریه‌ای تاکید بر این دارد کُردها عموما یکجانشینان و ساکنان بومی منطقه وسیعی از دامنه های زاگرس از خلیج فارس تا شمال بین النهرین و شامات و بخشهایی از آناتولی و قفقاز و آذربایجان امروزی بوده اند که در بخشی از این مناطق گروههای قومی و زبانی دیگری نیز حضور داشته اند! نظریه دوم که نظریه غالب تر به شمار می رود ورود کُردها به ایران را به مهاجرت گسترده آریایی ها در محدود 3 تا 4 هزار سال قبل بر می شمارد و کردها در قالب اقوام ماد عمدتا در جغرافیای امروزینشان سکنی می گزینند. اساس تقویم کردی امروزی نیز بر همین نظریه استوار است و به همین دلیل مبدا تقویم کُردی زمان تاجگذاری دیاکو موسس ماد در 2720 سال پیش از امروز قرار داده شده است.

کردستان سرخ در اتحاد جماهیر شوروی

اما در منطقه قفقاز آخرین حضور جدی و رسمی کُردها در قالب یک واحد سیاسی به بحبوحه استقرار نظام اتحاد جماهیر شوروی باز می گردد. در حد فاصل سالهای 1923 تا 1929 و در زمان رهبری لنین یک واحد سیاسی بنام کردستان سرخ در منطقه قره باغ فعلی با مرکزیت لاچین تشکیل می شود.

کُردهای قفقاز در زمان استالین

با روی کار آمدن استالین که سیاست های خاص قومی در قالب مهندسی کردن موزائیک پیچیده اقوام در همه جمهوری های شوروی را پیگیری می کرد و نیز با فشارها و لابی های دو جمهوری آذربایجان و ارمنستان در مسکو، خیلی زود استالین حکم بر انحلال کردستان سرخ و تقسیم آن میان دو جمهوری دیگر صادر کرد. همچنین بسیاری از کُردهای ساکن در این منطقه به سمت سیبری و نیز جمهوری های قزاقستان، قرقیزستان، ازبکستان و تا حد کمتری تاجیکستان تبعید شدند. این جابجایی اجباری و تغییر دموگرافی قره باغ در زمان جنگ جهانی دوم، به علت هم نژاد بودن کُردهای آریایی با آلمانی، تشدید نیز شد. پس از جنگ نیز بسیاری از کردهایی که به هر طریقی در منطقه باقی مانده بودند یا از تبعید فرار و به وطنشان برگشتند با سیاستهای سختگیرانه هویتی ایروان و باکو روبرو شده و عمدتا طی نیم قرن مجبور به تغییر ظاهری هویتی و به عبارتی دیگر آسیمالاسیون شدند!

کُردها در ای منطقه عمدتاً یا مسلمان بودند و یا ایزدی بودند. در ارمنستان، دولت مرکزی عمدتا از ایزدی هایی حمایت می کرد و میکند که خود را کُرد نخوانده بلکه یک ایزدی با ریشه های باستانی هندی قلمداد کنند!

در جمهوری آذربایجان نیز وضعیت به همین منوال برای کُردهای سوی دیگر مرز بوده است بسیاری از آنها به مرور زمان تحت شرایط و سیاستهای هویت گرایانه باکو، مجبور به عدم تاکید بر هویت کُردی خود کرده‌اند.

جنگ سرد و مساله کُرد

اما از سال 1984 با شروع جنگ داخلی میان ترکیه و حزب کارگران کردستان (پ.ک.ک) به رهبری عبدالله اوجالان، با توجه به رقابتهای دو بلوک شرق و غرب و بودن ترکیه در اردوگاه غرب از یکسو و مشی چپ گرایانه و انقلابی پ.ک.ک از سوی دیگر طبیعی بود تا مسکو از شرایط موجود برای افزایش فشار بر یکی از متحدین استراتژیک ناتو استفاده کند و از حزب پ.ک.ک حمایتهایی اعم از لجستیکی، مالی و ایدئولوژیک و تبلیغاتی حمایتهایی به عمل آورد. به نظر می رسد ارمنستان از منظر جغرافیایی که همسایه ترکیه و برخی مناطق کردنشین است یکی از گلوگاههای اصلی کمک و مبادلات بین طرفین بوده باشد.

آذربایجان - ارمنستان و کُردها

با فروپاشی شوروی، و ظهور ارمنستان و آذربایجان در قفقاز، مسائل و بحرانهای ارضی پیشین بین کشورهای مختلف این منطقه یکبار دیگر سرباز زد. هرچند از 1988 به نوعی درگیریهای نظامی میان طرفین بر سر قره باغ عملا وجود داشت. در این دهه بنا به ادعای ترکیه ارمنستان سیاست حمایت از پ.ک.ک را ادامه داد و حتی دست کم یک پایگاه نظامی را نیز در اختیار آنها قرار داد (ادعایی که از سوی ایروان رد شده است)

همچنین از زمانی که قره باغ تحت کنترل نظامی ارمنستان در دهه 1990 قرار گرفت شاهد برخی تبلیغات آذربایجان برای تحریک کُردها در برابر ارمنی ها در این منطقه بوده ایم. این تبلیغات اما در سالهای اخیر به دلیل بهم خوردن توازن قوا، و قدرتمندتر شدن جمهوری آذربایجان در پی فروش نفت و گاز و نیز گسترش روابطش با غرب و اسرائیل کمتر شده است. حمله اخیر آذربایجان برای آنچه که بازپسگیری سرزمین های اشغال شده خود در قره باغ نیز که میخواندش، را بایستی در همین بهم خوردن توازن به نفع باکو ارزیابی کرد که در چنین شرایطی دیگر چندان نیاز به تحریک احساسات هویتی کُردها به عنوان یک کارت و ابزار فشار بر ارمنستان نیست!

در خلال سال 2017 و در جریان رفراندوم استقلال در اقلیم کردستان، شاهد آن بودیم که برخی اظهار نظرهای غیررسمی از سوی رئیس جمهوری و یا برخی مقامات در ایروان مبنی بر حمایت از استقلال کردها در شمال عراق منتشر می شد. البته هیچگاه این حمایت ها تاثیرگذار نبودند.

بحران قره باغ و کُردها

در جریان درگیریهای اخیر بحران قره باغ نیز همانطور که اشاره شد برخی از رسانه های عمدتا نزدیک به ترکیه و جمهوری آذربایجان اخبار و گاه تصاویری از حضور نیروهای نظامی کُرد در صفوف ارمنی ها در مقابله با آذربایجان منتشر کرده اند. به نظر می رسد این نیروهای نظامی و یا شبه نظامی که تعداد قابل توجهی نیز نیستند! برخی از آنها از کُردهای بومی منطقه و برخی دیگر محتملا از اعضای پ.ک.ک باشند. به هرحال تنها موردی که حضور کُردها را در این منطقه توجیه می کند به درگیری منطقه ای ترکیه با کُردهای تحت محور پ.ک.ک چه در ترکیه، چه در شمال سوریه و چه در شمال عراق (قندیل) است، و طبیعی است طرف مقابل نیز در جبهه هایی که ترکیه یک سوی کارزار است در سوی دیگر بایستد، که البته به نظر نمی رسد این حضور چندان پررنگ و تاثیر گذار باشد.

حکومت اقلیم کردستان نیز در این رابطه عمدتا سیاست خاصی را در پیش نگرفته است و سیاست کلی آن تاکید بر تنش زدایی در چارچوب دیپلماسی کلی دولت عراق بوده است. لذا بایستی گفت در بحران اخیر قره باغ بود و نبود کُردها چندان تاثیر بسزا و عملیاتی در این بحران دست کم تا اینجای کار نداشته است!

نویسنده: اردشیر پشنگ – پژوهشگر روابط بین‌الملل

منبع: خبرآنلاین

 

لازم به ذکر است اردشیر پشنگ پژوهشگر ارشد مسائل کُردها در روابط بین الملل بوده و در رابطه با کُردهای قفقاز پیش از این به عنوان یکی از نویسندگان کتاب «ایران و جمهوری های قفقاز جنوبی» در فصل شانزدهم این کتاب به این موضوع پرداخته است.

نظرات
آخرین اخبار