زنی که از بوم نقاشی، مقاومت، صلح و زندگی می‌آفریند | فراتاب
کد خبر: 11329
تاریخ انتشار: 15 فروردین 1399 - 07:30
سوما نگهدارنیا
زهرا دوغان هنرمند کُرد ترکیه‌ای است که با ابداعات خلاقانه‌اش موفق شده است توجهات بین المللی را به آثار و پیام‌هایش که عمدتاً بازگو کننده وضعیت نامناسب کُردهای ترکیه است، را به خود جلب کند.

 فراتاب – گروه زنان: مردم جهان زمانی متوجه آثار و نقاشیهای «زهرا دوغان» شدند که «بنسکی» هنرمند و گرافیتی آرتیست مشهور بریتانیایی سال ۲۰۱۵ و در حمایت از او گرافیتی دیواری بزرگی به طول هفتاد فوت را در یکی از خیابان‌های شهر نیویورک به نشانه‌ی اعتراض به زندانی شدن او کشید و از دولت ترکیه خواست که زهرا دوغان را آزاد کند. او که در پی بازنمایی هنری اشغال نظامی شهر «نصیبین» از سوی ارتش ترکیه به صورت یک نقاشی که در آن پرچم ترکیه را بر روی ویرانه‌های به جا مانده از حمله‌ی ارتش به این شهر نقاشی کرده بود از سوی دولت ترکیه بازداشت و به تحمل دو سال و ده ماه زندان محکوم شد این اتفاق زمانی روی داد که در سال ۲۰۱۵ و در پی بی‌نتیجه ماندن گفتگوهای صلح میان دولت ترکیه و احزاب کُرد، سرکوب شدید نظامی شهرهای کردنشین توسط ارتش ترکیه آغاز شد و در جریان این سرکوب شهرهایی مانند «نصیبین» و «سور» تقریبا به طور کامل از بین رفت.

در سال ۲۰۱۷ زهرا دوغان از سوی انجمن آزاد اندیشان سوئيس موفق به دریافت جایزه‌ی آزاد اندیش سال شد او که در آن زمان در حال سپری کردن دوران محکومیتاش در زندان بود با انتشار نامهایی که توسط همکار روزنامه نگارش «ناز اوکه» در این مراسم خوانده شد، جهان را متوجه فعالیت‌های خود و سایر  زنان هم بندش در زندان کرد که در حرکتی خلاقانه در همراهی او به باز تعریف رنج و مشکلاتشان در زندان از طریق نقاشی پرداخته بودند.

او در بخشی از نامه اش نوشت: «من در حال حاضر بر فرهنگ و تاریخ و اساطیر خاورمیانه تمرکز کردهام و به روش خودم در حال انتقال هنر به اجتماع هستم. در زندان برای هم بندی‌هایم کلاس نقاشی برگزار می‌کنم و به دوستانم نقاشی آموزش میدهم. آنها عاشق نقاشی شده اند. من به آنها آموختهام تا از پرهای پرندگان که در حیاط پیدا میکنند و موهایشان قلمو بسازند زیرا امکانات نقاشی در زندان صفر است و ما از هر چیزی برای بیان فکر و عقیدهمان استفاده میکنیم همچنین روزانه چهار ساعت از وقتم را به این اختصاص دادهام تا با زنان اینجا گفتگو کنم که بتوانم رمانی بر اساس داستان زندگی‌شان بنویسم. من دوست ندارم شما تصور کنید که زهرا حالا که در زندان است به فردی غمگین تبدیل شده. زنی که وقتش را هدر میدهد. این نامه را می نویسم تا تمام کارهایی که در اینجا در حال انجام‌شان هستم را برای شما شرح دهم چون میخواهم که شما هر زمان که نام من را میشنوید زنی با امید و روحیهی قوی در ذهنتان تصویر شود. یک زن قدرتمند و استوار...»

او در فوریهی سال ۲۰۱۹ با اتمام دوران حبس از ترکیه خارج شد و به انگستان مهاجرت کرد و از آن پس نمایش آثارش به صورت نمایشگاه نقاشی و اجرای پرفورمنس هنری را در سرتاسر جهان آغاز کرده است.

زهرا دوغان در بیست و پنجم نوامبر ۲۰۱۹ و همزمان با روز جهانی مبارزه برای منع خشونت علیه زنان در موزهی شهر برشیای ایتالیا و در دفاع از حقوق زنان و به یاد «هاوین خلف» سیاستمدار زن کُرد سوری که توسط نیروهای ارتش ترکیه و در جریان حملهی این کشور به سوریه ترور شد را بر روی صحنه برد. او در این اجرای هنری از شیوه‌ایی که در دوران حبس با آن آثارش را خلق کرده بود بهره گرفت.

در روزهای ابتدایی سال ۲۰۲۰ میلادی نمایشگاهی از آثار او با عنوان «ما هم روزهای خوبی خواهیم داشت» در موزهی سانتاجولیای ایتالیا افتتاح شد در این نمایشگاه حدود شصت اثر از این هنرمند که بسیاری از آن ها در زندان دیاربکر و با حداقل امکانات هنری خلق شده اند را به نمایش گذاشتهاند. در ابتدا قرار بود که نمایشگاه از ۱۶ نوامبر تا ۶ ژانویه برپا باشد اما به دلیل استقبال گستردهی بازدید کنندگان این نمایشگاه تا ماه مارس سال جاری تمدید شد.

آثار خلق شده در زندان دیاربکر که زهرا دوغان مدت دو سال و نُه ماه در آن زندانی بود اغلب از موادی مانند خون، قهوه، زردچوبه، خاکستر سیگار و پس مانده‌ی غذا بر روی پارچه ی لباس زنان در زندان و یا تکههای روزنامه کشیده شده است و در این آثار مضامین فمینیستی و کوییر حضور چشمگیری دارند، همچنین او همانطور که قبلا و در زمانی که سردبیر آژانس خبری «ژینها» بود در بسیاری از آثارش قصد دارد تا از طریق هنر اعتراضش را به وضعیت مردم کُرد اعلام کند.

زهرا دوغان در گفتگویی که با مجلهی اینترنتی «کدیستان» داشته اینگونه به شرح فعالیتها و ارتباطش با زنان زندانی در زندانهای دیاربکر، ماردین و تارلوس میپردازد: «به نظر من زندگی خودش هنر است. مخصوصا زندگی انسانهای مخالف. آنها که در مقابل چیزی میایستند و با افکار و اعمالشان مخالفت خود را ابراز میکنند. آنها با جزییترین ابراز عقیدهشان در حال خلق چیزی هستند و خلق کردن هنر است. تمام انسانهایی که در حال خلق هستند هر کدام به نوعی هنرمنداند چون تلاش شان در جهت زیبا کردن زندگی است. تمام آنچه که ما در مدرسههای هنری میآموزیم نیز همین است. در زندگی خود من هم درست همین اتفاق افتاد همه چیز را از مجادله کردن‌ها آموختم. بگذارید با یک مثال قضیه را بهتر توضیح بدهم پرچم سفیدی که «تایبت آنا» با پارچهی دم دستی ساخته بود و هفت شبانه روز جلوی خانه‌اش به اهتزاز درآوردش را در نظر بگیرید، این پرچم یک روسری، دستمال یا هر چیز دیگری می‌توانست باشد اما ما آن را چگونه دیدیم؟! یک زیرپوش؟ یک روسری؟ نه آن دستمال سفید چیزی کاملا متفاوت بود پرچمی بود که می گفت: «من یک غیر نظامی هستم و اینجا خانهی من است» و شما زمانی که به آن نگاه می‌کردید برای درک منظور تایبت آنا نیازی به کلمات نداشتید. او حرف نمی زد. فریاد نمیکشید. هیچ نمیگفت اما شما او را میفهمیدید و این تنها به واسطهی آن پرچم سفید بود که بین ویرانهها آویخته شده بود. پارچهی سفید هرچه که هست ما نمی‌دانیم اما مفهومش را وقتی تایبت آنا آن را در اوج حملهی نظامی ارتش دولت ترکیه به شهر و محل زندگی‌اش از روی ترس و استیصال و برای حفظ جان فرزندانش بر در خانه می آویزد، درک می‌کنیم. من میگویم هر چیزی میتواند به چیزی کاملا متفاوت تبدیل شود و هنر راه بیان این اصل است. یک برگ روکا، یک فنجان قهوه، خون عادت ماهیانه‌ی زنان در زندان، اینها تمام آن چیزهایی بود که من در کشیدن نقاشیهایم از آنها استفاده کردم. اما حالا زمانی که شما به نقاشی‌ها نگاه میکنید چه میبینید؟»

زهرا ادامه میدهد: «من در زندان دوستان زیادی پیدا کردم که بسیار به نقاشی علاقهمند بودند و ما تقریبا با امکاناتی نزدیک به صفر نقاشی را شروع کردیم مثلا در فضای خالی زیر تخت ها، در نور کم و دید ضعیف بدون هیچ رنگ و بوم و قلم مویی نقاشی کشیدیم، چون به آن برای بیان خودمان نیاز داشتیم. من فکر میکنم که نقاشی برای آنها جالب و البته روشی لجبازانه برای آزاد کردن مفاهیم اسیر در ذهن و روحشان بوده است. روزهای اول زنها در اطرافم جمع میشدند و با دقت نقاشی کردن من را تماشا می‌کردند، کمی بعد شروع کردند به اظهار نظر و حرف زدن و کم کم دیدن و تصور کردن، اینجا بود که به نظرم رسید می‌توانم به آنها نقاشی کردن بیاموزم البته من ادعا نمیکنم که معلم خوبی بودم من تنها تلاش کردم تجربههایم را به این زنان که هیچ راهی برای بیان خود ندارند، انتقال بدهم و در نهایت روزی که این نقاشیها راهی برای نمایش در جای جای جهان پیدا کرد ما شاهد تاثیر فراوان آن بر مخاطب بودیم. آن ها زمانی که به نقاشی ها نگاه می‌کنند دیگر آنجا روکا، خون، قهوه یا پس مانده‌ی غذا نمیبینند آنها نتیجه‌ایی که خلق شده را نظاره میکنند. در واقع همین قدر ساده است، ما برای ابراز خودمان بایستی راهی را انتخاب کنیم و ادامه دهیم.»

«در آن روزها ما یکبار در هفته در حیاط زندان دورهمی داشتیم، روزهای جمعه بعد از انجام کارهای نظافت به ما اجازه داده میشد تا برای نوشیدن قهوه دورهم جمع شویم، بعد از نوشیدن قهوه من تکهایی پارچه از لباسی را پاره میکردم و پارچه را روی میز پهن می‌کردم، هر پارچه ظرافت جذب متفاوتی دارد، بعد روی آن به عنوان مثال قهوه یا خون میریختیم وقتی پارچه خون را جذب می کند، تو نمی‌دانی کجا قرار است بایستد خلق اثر از دست تو خارج می شود و به انصاف پارچه بستگی پیدا می کند، در این لحظه تو میایستی و آهنگ پذیرفتن خون توسط پارچه را نگاه  میکنی اینجا تو حکم نمی کنی، تو تنها صبر می کنی وقتی جریان خون به سمت دلخواه تو می‌رود، هیجانزده می شوی و در دلت میگویی: «کاش اینجا بایستد» اما ممکن است خون به پخش شدن ادامه دهد و تو باز با خودت می گویی: «باشد این هم خوب است، این را هم می توانم بکشم» خب در نهایت چه میشود؟ میآموزی که حاکم تو نیستی و این آرام آرام در تمام زندگیات تجلی پیدا می کند، چون تو این روند و تجربه را ناخودگاه با تمرین و تکرار پذیرفتهایی و درک کردهایی و همین تجربه در تمام ابعاد زندگیات از روابط عاشقانه و دوستی گرفته تا هر چیز دیگر انعکاس پیدا میکند. تو میآموزی که افراد را با فهمیدنشان و گوش کردن به آنها ارزش گزاری کنی. خون و پارچه بعد از اینکه کار متقابل با هم را تمام کردند نوبت تو فرا میرسد و تو حالا هر کاری که از دستت بر میآید و دلت میخواهد را میتوانی انجام دهی و آنها هم این اجازه را به تو میدهند و در این چرخه تو مفاهیمی همچون ادراک، گوش فرا دادن، مشارکت، عشق و مهربانی را می آموزی و ما تمام اینها را در حین کشیدن این نقاشی‌ها آموختیم برای همین است که من فکر میکنم ارزش این لکه ها بسیار عمیق است.»

 

مجموعه‌ی نامه‌ها و یادداشتهای زندان زهرا دوغان در اکتبر سال ۲۰۱۹ در قالب کتابی با عنوان «ما هم روزهای خوبی خواهیم داشت» در فرانسه به چاپ رسید.

 

نویسنده: سوما نگهدارنیا – پژوهشگر علوم اجتماعی

بازنشر این مطلب با ذکر منبع «فراتاب» بلامانع است

 

برای دیدن تصاویر در اندازه بزرگ‌تر بر روی آنها کلیک کنید

 

نظرات
آخرین اخبار