چرا کُردها در این موقعیت ناگزیر قرار گرفته‌اند؟! | فراتاب
کد خبر: 10924
تاریخ انتشار: 2 آبان 1398 - 14:40
پروفسور استفان والت استاد دانشگاه هاروارد
تحلیلی از استاد برجسته دانشگاه هاروارد در خصوص بررسی تحولات بحران شمال سوریه پس از حمله ترکیه و سناریوهای مناسب برای آینده سیاست خارجی آمریکا در این خصوص

فراتاب - گروه بین الملل: مقاله پیش رو جدیدترین دیدگاه استفان والت از اساتید برجسته با شهرت بین المللی دانشگاه هاروارد است که بررسی استراتژی های آمریکا در قبال سوریه، موقعیت کردها و آینده بحران سوریه و ... پرداخته است. 

ابقای دولت بشار اسد؛راه حل امروز سوریه

تصمیم ترامپ بر عقب نشینی از شمال سوریه  مورد توجه جدی قرار گرفته است؛ چرا که سخت می‌توان پاسخی به مراتب غیرعقلانی تر از میراث غامض وی در سوریه تصور کرد. اما این قطعه ای از پازل بزرگتر است؛ سیاست آمریکا در قبال سوریه سالهاست که ناکام است و استراتژی آمریکا (اگر کلمه ای مناسب باشد) با تناقضات روبرو بوده و بعید است برآیند درخوری حاصل شود. در این بین و با توجه به تحولات جاری در سوریه باید گفت بهترین عملکرد برای رژیم بشار اسد به دست گرفتن دوباره کنترل شمال سوریه است. پرسشی که امروز باید بدان پاسخ داد این است که چگونه می توانیم از اوضاع وحشتناک بهترین استفاده را ببریم؟

تعهد ایالات متحده به شبه نظامیان كُردتاکتیکی و مشروط و بر اساس تقابل مشترک با دولت اسلامی بود. کُردها با دولت اسلامی در قالب منافع ایالات متحده نجنگیدند، مشارکت ایالات متحده و نیروهای کُرددر یک برهه کوتاه اقتباسی بود. با وجود یک رئیس جمهور بهتر ممکن است به جای یک تعهد بی نتیجه و بدون مزایا ایالات متحده و کُردها به توافقی دیپلماتیک و گسترده برسند امری که در زمان ترامپ مسجل نشد!

 

چرا کردها در یک موقعیت غیرقابل اجتناب و ناگزیر قرار دارند؟

یکم، زیرا هیچ حکومت و کشور مستقل کُرد وجود نداشته و چشم اندازی نیز برای آن در آینده نزدیک وجود ندارد. حکومت ایالات متحده هرگز از این هدف حمایت نکرده چرا که متوجه شده تلاش برای تشکیل چنین کشوری می تواند منجر به جنگ بزرگ منطقه ای شود. اما بدون داشتن دولت مستقل نیروهای کردناگزیر به زیستن تحت اقتدار یكی از قدرتهای منطقه ای هستند.

دوم ترکیه نیروهای کُردرا تهدیدی جدی علیه خود تلقی می کند. اردوغان ممکن است خطر واقعی این نیروها را بیش از حد جلوه دهد؛ اما این خط قرمز ترکیه است. تا زمانی که کردها در شمال سوریه از خودمختاری دوفاکتو (لغتی فرانسوی که اشاره به حاکمیت عملی و نه قانونی دارد) برخوردار بودند، ترکیه در پی فرصتی جهت از بین بردن آن بود. حفظ سربازان آمریکایی در سوریه روز حساب کتاب برای کردها را به تأخیر انداخت اما راه حلی مادامی برای این مشکل ارائه نداد.

سوم تا زمانی که دولت بشار اسد ضعیف بود و نیروهای آمریکایی سوریه را اشغال کردند اسد قادر به تحکیم موقعیت خود نبود و به حمایت خارجی نیاز داشت. در این برهه اجازه دادن به دولت وی جهت بازیابی مجدد کنترل بر کل سوریه، مشکلات رنج آوری را برطرف می کند. از جمله نگرانی ترکیه از خودمختاری کردها؛ اردوغان تمایلی به دولت اسد ندارد و این میل در مورد کُردها بسیار کمتر است. با کنترل کامل اسد بر سوریه نه ایالات متحده بلکه دولت اسلامی تبدیل به معضل اساسی وی می شود و بی رحمانه با این گروه برخورد خواهد کرد زیرا دولت اسلامی یک جنبش تندرو سنی است که علویان سوری را مرتد می داند. علاوه بر این هر چقدر که دولت اسد امنیت بیشتر بیابد، کمتر به حمایت نیروهای خارجی نباز خواهد داشت. در واقع حضور و نفوذ نیروهای خارجی زمانی کاهش می‌یابد که دمشق در اعمال توازن اطمینان بخشی به تمام عوامل پیشاجنگ داخلی سوریه توانمند باشد.

 

سوریه امروز؛ برآیند خط مشی ایالات متحده

وضعیت فعلی نشان دهنده سیاست های غلط ایالات متحده در سال های اخیر است. زمانی که پیروزی احتمالی دولت اسد محرز شد ایالات متحده باید برای دستیابی به یک توافق دیپلماتیک در حالی که هنوز پا بر زمین و در میدان بازی بود، تلاش مضاعف می‌کرد. اما تلاشهای دیپلماتیک آمریکا از همان ابتدا نیمه کاره و از هم پاشیده بود. در زمان رئیس جمهور باراک اوباما ایالات متحده حاضر به شرکت ایران در مذاکرات اولیه ژنو نبود و حتی در مذاکرات جاری بین روسیه، ترکیه و ایران در قزاقستان شرکت نمی کند. در واقع ایالات متحده هنوز به نوعی تغییر رژیم در سوریه امیدوار است. یک تلاش جدی دیپلماتیک مستلزم همکاری ایالات متحده با هر یک از ذینفعان دیگر است اما واشنگتن برای این کار بسیار درنگ و تفکر طولانی داشته است. این کشور با روسیه به دلیل مسئله اوکراین کار نخواهد کرد. با اسد صحبت نخواهد کرد زیرا او را دخیل در جنگ میداند، و با ایران معامله نخواهد کرد زیرا هنوز امیدوار است که «فشار حداکثری» نتیجه دهد. در این حال باید نیروهای بیشتری را به عربستان سعودی بفرستد زیرا کمپین فشار حداکثر ترامپ خطر جنگ را افزایش داده در حقیقت وعده رییس جمهور مبنی بر تقلیل حضور نظامی در منطقه را نقض می‌کند!

راه حل وضعیت سوریه این است که ایالات متحده پیروزی اسد را تصدیق کرده و با سایر طرف های ذیربط برای تثبیت اوضاع در آنجا همکاری کند. متأسفانه این رویکرد ناخوشایند برای حباب سیاست خارجی دموکراتها و جمهوریخواهان و اعضای آن که استدلالات خسته کننده معمول را برای چرایی کوتاهی های ترامپ می آورند، محل اعتنا نیست!

مرور چند پیش فرض

کنار گذاشتن کُردها کار آسانی نیست! چراغ سبز ترامپ برای حمله ترکیه به کردها وحشتناک است. اما او تنها مقصر نیست. به عنوان مثال گفته می شود كه ترك كردن كردها بدان معنی است كه دیگر كسی به آمریکا اعتماد نخواهد كرد؛ همه قدرتهای بزرگ از جمله آمریکا متحدین خود را در نقاط مختلف تاریخ ترک کرده اند و با معجزه توانسته اند متحدین جدیدی را بیابند. دلیل آن ساده است؛ آنچه متحدین سیاسی را بهم نزدیک کرده و به تعهد اعتبار می بخشد وجود منافع مشترک آشکار است. در مقابل اعتبار و اعتماد زمانی مشکل ایجاد میشود که طرف مقابل تشخیص دهد شما دلایل خوبی دارید اما نه برای مساعدت و همدستی با آنان. در این صورت بایستی عملکردی را اتخاذ کنید تا آنها را بر این واقعیت که اقدامات شما ممکن است معنایی چندانی نداشته باشد متقاعد کنید. اقدام ترامپ یا بی‌اعتنایی بی‌شرمانه شرکای ایالات متحده را تأیید نمی کنم. در نظر من تأثیر طولانی مدت بر تمایل دیگران برای همکاری با ایالات متحده در هماهنگی منافع آنها چندان مهم نیست بالاخص اینکه دفتر بیضی (دفتر کار ریاست جمهوری در کاخ سفید) ساکنی دمدمی مزاج داشته باشد.

همچنین گفته می شود که فاجعه در سوریه پیروزی بزرگی برای به اصطلاح دشمنان ایالات متحده است، واقعاً؟ سوریه به سختی یک پاداش استراتژیک محسوب می شود و هیچ کشوری را در نتیجه ثروتمندتر یا قدرتمندتر نمی کند. بعید است که سوریه حضور مدام قدرت خارجی را بپذیرد بنابراین احتمالاً با بازگرداندن اقتدار خود نفوذ آنها کاهش می یابد. در سیاست بین الملل گاهی چسبیدن به رقبا با تحمیل هزینه بازی هوشمندانه‌ای است و معمولاً بیشتر از تلاش کم و بیش منفردانه برای حل یک مشکل لاینحل عاقلانه تر است.

مهمتر از همه اگر روسیه و ایران به عنوان برنده این میدان به نظر می رسند بیشتر به دلیل اتخاذ و پیگیری استراتژی هوشمندانه ای آنان است. از همان آغاز روسیه و ایران یک هدف واضح، محدود و عملی داشتند. در عوض ایالات متحده اهداف بلندپروازانه و غیرواقعی را دنبال می کرد؛ برکناری بشار اسد از قدرت، شکست دولت اسلامی، دور نگه داشتن سایر جهادی ها را دستیابی به قدرت و سرانجام به قدرت رساندن برخی از دموکرات های لیبرال خوب سوریه. این اهداف پیچیده و متناقض بود. با توجه به عدم تطابق بین اهداف ایالات متحده و واقعیت های موجود، جای تعجب نیست که ایالات متحده به جائی که امروز هست رسیده است. جالب است که حتی یک بین‌الملل‌گرای لیبرال مانند جیک سالیوان به نتیجه گیری مشابهی رسیده است و در آتلانتیک می نویسد که اکنون او معتقد است «ما باید در سوریه کارهای بیشتری  انجام می دادیم تا الان کمتر تلاش می‌کردیم.»

فاجعه سوریه موجب افتخار و ارزش برای آمریکا نیست اما گاهی اوقات عقب نشینی  باعث پیشرفت در آینده می شود. خروج ایالات متحده از ویتنام در سال 1975 یک شکست ناخوشایند بود و هشدار سقوط دومینوی از دست رفتن اعتبار و تقلیل اوج ایالات متحده را به صدا در آورد. با این حال خروج ایالات متحده از شبه جزیره هندوستان نیز روابط ضد اتحاد جماهیر شوروی بین ایالات متحده و چین را تسهیل کرد و به دولت های کارتر و ریگان اجازه داد تا قابلیت های دفاعی را که در جنگ طولانی و پرهزینه مورد غفلت واقع شده بود بازسازی کنند. سرانجام این اتحاد جماهیر شوروی بود و نه ایالات متحده که 14 سال پس از سقوط سایگون فروپاشید. خروج از ویتنام عقب گرد استراتژیک نبود؛ اشتباه واقعی در ماندن طولانی مدت بود.

در آخر اینکه برد اصلی بلایای اخیر آمریکا در خاورمیانه با روسیه یا ایران یا اسد نیست بلکه برنده اصلی چین است. در حالی که ایالات متحده میلیونها دلار برای جنگ های غیرضروری و جنگ های صلیبیمبهم  اتلاف می‌کند چین با آرامش در حال برقراری ارتباطات دیپلماتیک است، به کشورهایی مانند ایران می پیوندد و اقتصاد کلاس جهانی را در کشور خود ایجاد می کند. اطمینان دارم که رئیس جمهور چین از ماندن همیشگی ایالات متحده در شمال سوریه خوشحال و از ملاحظه تمرکز ترامپ و پومپئو بر ایران و اعزام سربازان بیشتر به عربستان سعودی مضطرب خواهد شد. اما بی‌کفایتی های ترامپ باید کاملاً خوشایند وی باشد و آنها بدون شک حباب اصرار سرسختانهمبنی بر مداخله آمریکا در مناطقی با ارزش استراتژیک حاشیه ای را دوست دارند.

درسی وجود دارد که باید واقعاً مورد توجه واقع شود؛ اگر ایالات متحده خواهان اجتناب از توافقات پررنج است و اگر نمی خواهد به تعهدات بی پایان وارد شود یا به برخی از شرکای خود خیانت کند بایستی خیلی دقیق تر فکر کند که کجا اقدامی را اتخاذ کند کهمنابع و افتخارات او را تامین کرده و زمانی آن را انجام  دهد که برای امنیت و رفاه ایالات متحده بسیار حیاتی باشد!

استفان والت پروفسور روبط بین الملل هاروارد

برگردان به فارسی: ندا کهریزی – پژوهشگر روابط بین الملل و عضو شورای نویسندگان فراتاب

بازنشر این مطلب با ذکر منبع «فراتاب» بلامانع است

نظرات
آخرین اخبار